تهىگاه
راست اگر بجهد دوستى [ بيند . ] )
و اگر همه بجهد بيمار شود يك چندى .
و اگر چپ بجهد خير و سلامت بود ، و سود ( ى ) نيك باشد .
سينه
هركه را ميان سينه بجهد هر « 1 » [
b
362 ] كه از وى غايب بود به سلامت باز آيد .
و اگر از سوى راست بجهد خصومت « 2 » كند و از چيزى اندوهگن شود .
و اگر از سوى چپ بجهد كارى بد كند و از آن شرمگين شود .
و اگر زير سينه سوى راست بجهد با مردمان نيكوكار « 3 » گردد و از ايشان روزىمند بود .
و اگر زير سينه سوى چپ بجهد زنى كند و دشمن گيرد .
و اگر همه سينه بجهد كارى از كارها ( ى ) سلطان فراز « 4 » گيرد ، چون وكيلى و پايندان و بر آن برخوردار گردد .
معده
هركه را معده بجهد از افسوس مردمان غمناك شود .
دل
اگر برابر دل بجهد اندوهگن شود از چيزى ناگهان ، و گفت و گوى كند . / 302 /
پستان
هركه را پستان بجهد از جانب راست تنها بسيار نشيند ، و نيز گويند سماع شنود .
و اگر پستان چپ بجهد ( خرّمى مىيابد ، و ) دليل نيكى و دولت و تندرستى بود .
هامش
( 1 ) . م : عزيزى .
( 2 ) . م : خصومتى .
( 3 ) . ظاهرا كلمهاى افتاده است .
( 4 ) . م : فرا .