فصل دوم از مقالت ششم در اجساد گدازنده ، هفت نام
زر ، سيم ، مس ، آهن ، سرب ، ارزيز ، روى سختج
زر
اگر زر به ميلى « 1 » كنند و در چشم مصروع كشند فايده دهد .
و اگر ( به ميل ) زر در چشم كشد چشم روشن شود .
و اگر گوش به سوزن زرين سوراخ كنند هرگز آن سوراخ به هم نيايد .
و هيچ ازو سنگينتر نبود . بدان دليل كه اگر حبّهء زر در ميان صد من زيبق افگنند به سر نيايد و در زير برود ، و اگر پنج من آهن در ميان يك من زيبق افگنند به سر آيد ، و اين از گرانى و خاصيّت زر است ، و در حلّ كردن فصلى گفته آيد .
و طبع زر گرم و معتدل است ، و طالع آفتاب دارد ، و به بوى سرب خرد شود .
سيم
اگر سيم در زير بالين كسى نهند خوابش بگيرد . « 2 »
و اگر سخالهء سيم با سركه بياميزند و زن برگيرد هرگز آبستن نشود .
و طبع او سرد و ترست ، و از جواهرهاست . / 192 /
هامش
( 1 ) . م : از زر ميلى .
( 2 ) . م : نهى خواب بيايد .