تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

مقالت ششم در جواهر و اجساد و احجار و مولد و معمول و معدنى ، هفت فصل

فصل اول از مقالت ششم در جواهر ، دوازده نام

لعل ، ياقوت ، زمرّد ، فيروزه ، لاجورد ، جزع ، جمست ، بسّد ، عقيق ، بيجاذه ، مرواريد ، صدف

لعل

چون ( لعل ) آبدار بود قيمتى تمام دارد . مبارك است بسيار نگرستن در آن . گونهء روى نيكو كند و چشم روشن كند .

ياقوت

اگر كسى در ياقوت بسيار نگرد گونهء روى او سرخ شود ، و اگر همه به زردى چون زر باشد . و اگر كسى با خود دارد خون در تن وى نبندد . « 1 » / 188 / و اگر جايى از تن مردم خون درافتاده باشد ياقوت در بندد خون از وى ببرد . و گويند ياقوت نسوزد ، و نپوسد ، و پيوسته سرد باشد .
هامش
( 1 ) . م : ببندند .