نمىخوانند بلكه اگر به حلق بريزد خناق است و اگر به سينه بريزد سرفه است و اگر به معده بريزد قى است و اگر به كبد بريزد استسقا است و اگر به كليه بريزد سوزش ادرار است .
12 - « و با » و « موتان » يك بيمارى هستند از بيماريهاى وافده .
12 - رئيس در كتاب قانون حكايت مىكند كه برخى از مردم در گرماى شديد و سرماى شديد دو طرف صورت آنان اختلاف پيدا كرده و چشمى كه در طرف سرما زده بوده است گود و كوچك شده است .
12 - بايد بدانى كه يرقان زرد بيشتر از ناتوانى نيروى دافعهء كبد پيدا مىشود ، زيرا وقتى قوّه دافعه ناتوان گردد مرار به سوى مرارة دفع نمىشود و با خون مىماند و با آن به ساير بدن جريان مىيابد و يرقان بوجود مىآورد .
12 - افلاطون حرارت غريزى بدن را « آتش خدايى » مىنامد و اين را در كتاب « طيماوس » ذكر كرده است .
13 - هنگامى كه مىخواهى سرطانها را با آب خاكستر بشويى بايد فقط از خاكستر چوب درخت انجير و بلوط استفاده كنى .
13 - به درمان بيمارىها فقط با از بين بردن سببهاى آنها بپرداز و گرنه سودى از درمان نخواهى برد .
13 - جالينوس در كتاب اپيديميا گفته است كه معنى سرسام آشفته شدن پيوستهء ذهن است كه با تب همراه باشد .
13 - هرگاه در جستجوى نشانههاى بيمارى صداع ( - سردرد ) بودى و آن را نيافتى بايد وضع استخوانهاى سر را در نظر بگيرى ، زيرا بسيار اتّفاق مىافتد كه استخوانهاى سر مسفّط ( - سبدگونه ) يا حاّد و يا دراز هستند و اين خود سبب صداع و ريزش مادّه از گوش و چشم مىشود .
14 - روفس در كتاب « خريد بردگان » خود گفته است غلامى را نزد من آوردند كه سر او دو برابر سر معمولى بود به نسبت به ساير اعضاى او . و
بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: اسعد بن الياس ابن مطران
ص٢٨