2 - پزشكى كه براى درمان وارد شهرى مىشود بايد به اوضاع شهر و هواى محيط به آن شهر و آبهاى جارى در آن نظر افكند و نيز با تدبير خاصّى كه هر گروه در درمانهاى خود به كار مىبرند آشنا باشد .
3 - طبيعت آدمى همچون مدّعى ، و بيمارى همچون دشمن ، و نشانههاى بيمارى مانند شهود و قاروره و نبض مانند بيّنه هستند و روز بحران مانند روز داورى و بيمار همچون شاكى و پزشك همچون قاضى است .
3 - نام يرقان از پرندهاى زرگون ( - طلايى رنگ ) اشتقاق يافته است كه در شدّت گرما پديد مىآيد و بيشتر در گورستانها و خرابهها منزل مىكند .
3 - علّت آنكه بيماران مبتلا به يرقان هنگامى كه شيرينى مىچشند آن را تلخ مىپندارند اين است كه صفرا بر بدنها و حواس آنان غلبه كرده است .
4 - تعّجب مكن كه برخى از اعضا با كيفيّتى موافقت دارند كه اگر آن كيفيّت بر عضو مشابه آن عارض گردد آن را زيانى آشكارا مىرساند .
5 - در درمان يرقان درنگ مكن كه بسيارى از كسان كه آن را آسان گرفتند به مرگ ناگهانى دچار گرديدند .
5 - اگر مىخواهى در مورد درمان بيمارى به يقين برسى نخست بايد بنگرى كه آن مورد مشابه با بيماريهاى ديگر هست يا آنكه نيست .
6 - سفيدى لب دليلى مخصوص بر سوء مزاج كبد است و اين را بايد پيش
بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: اسعد بن الياس ابن مطران
ص٢٦