شغل بود ، نزد ملك عزيز به سمت وزارت نائل آمده و همين شغل را در زمان ملك ناصر ادامه داده تا آنكه در سال ششصد و چهل و شش از دنيا رفته است . تاريخ مختصر الدول ابن العبرى ، ص 272 .
( 8 ) - ابن عماد حنبلى مىگويد وقتى ابن مطران در دمشق وفات يافت او را در قاسيون در كنار راه در خانهء زوجه او « جوزه » دفن كردند و جوزه در كنار آرامگاه ابن مطران مسجدى بنا نهاد كه معروف به « دار جوزه » است . شذرات الذهب ج 4 ص 288 .
( 9 ) - ابو على عبد الرحيم ابن القاضى معروف به قاضى فاضل و ملقّب به مجير الدين از وزيران ملك ناصر صلاح الدّين در سال پانصد و بيست و نه در عسقلان به دنيا آمد و در سال پانصد و نود و شش در قاهره وفات يافت . وفيات الاعيان ابن خلكان ، ج 3 ص 158 . قاضى فاضل در بلاغت و ان شاء داراى تبحرى خاص بود چنان كه مسودههاى رسائل او بالغ بر صد جلد مىگرديد و كتابخانهاى داشت كه داراى صد هزار جلد كتاب بود .
العبر فى خبر من غبر حافظ ذهبى ( بيروت 1985 م . ) ج 3 ص 115 .
( 10 ) - نزديكى ابن مطران با اين عمر موجب گرديد كه دشمنان سخنان ناروائى در حق او بگويند از جمله ابن عنين در هجو ابن مطران چنين سروده :
قالوا : الموفق شيعى . فقلت لهم : * هذا خلاف الذى للناس منه ظهر
فكيف يجعل دين الرفض مذهبه * و ما دعاه إلى الاسلام غير عمر
النجوم الزاهرة فى اخبار مصر و القاهرة ، ج 6 ص 113 .
( 11 ) - يعقوب بن صقلان طبيب نصرانى در قدس شريفزاده شد و نزد تاذورى فيلسوف انطاكى حكمت آموخت و در همان شهر مباشرت امور بيمارستان را داشت تا آنكه ملك معظم فرزند ملك عادل بن ايوب او را به دمشق برد و در خدمت خود نگاهداشت تا آنكه در سال ششصد و بيست و يك از دنيا رفت . تاريخ مختصر الدول ص 253 .
( 12 ) - فارس الدين ميمون القصرى يكى از اميران دولت ظاهر غازى بن صلاح الدين و نيز از اميران دولت عزيز عثمان بن صلاح الدين و نسبت او به قصور خلفاى فاطمى است و در سال ششصد و ده وفات يافته است .
النجوم الزاهرة ج 6 ص 118 و 173 و تاريخ ابو القداء ( المطيعة الحسينيه 1325 ه . ) ، ج 3 ص 115 .
( 13 ) - عز الدين ابو اسحق ابراهيم بن محمد بن سويدى در سال ششصد هجرى در دمشق به دنيا آمد . پدر او اهل سويداء حوران بود عز الدين در كودكى با ابن ابى اصيبعه در يك مكتب درس مىخواندند و اين دوستى ميان آن دو ادامه داشته است . او در بيمارستان نورى و بيمارستان باب بريد به امر پزشكى اشتغال داشته و در مدرسه دخواريه تدريس مىكرده است .
مىگويند كه در سال ششصد و سى و دو تاجرى از بلاد عجم به شام آمد و همراه خود شرح ابن ابى صادق بر كتاب منافع الاعضاء جالينوس را به خط مؤلف همراه داشت و تا آن زمان كسى نسخهاى از آن را در شام نديده بود و عز الدين سويدى از شدت اشتياق به ديدن اين كتاب اين دو بيت را براى آن تاجر نوشت :
و امنن فانت اخو المكارم و العلى * بكتاب شرح منافع الاعضاء
و اعارة الكتب الغريبة لم يزل * من عادة العلماء و الفضلاء