يك عدد ، شبت يك دسته ، نمك هندى يك درم ، اندر دو من آب بپزند تا به نيم من باز آيد و بپالايند با سكنگبين عسلى بدهند .
صفت دارويى ديگر ، كشك جو چهار وقيه ، تخم سرمق دو وقيه ، بيخ خيار دو وقيه ، نمك درشت دو درم ، بپزند چنان كه رسم است كشكاب را ، و سه درم سكنگبين عسلى با صد درم ازين كشكاب بدهند نيم گرم .
باب دوازدهم از كتاب بخش پنجم اندر قرابابدين اندر داروهاء غرغره
صفت داروى غرغره كه دماغ را پاك كند
عاقرقرحا ، دارپلپل ، زنجبيل ، سعتر ، خردل سپيد ، زوفاء خشك ، ايارج فيقرا راستار است ، به سركه عنصل تر كنند و بانگبين بسرشند ، با آبكامه غرغره كنند . اگر بيخ سوسن آسمانگون و ميويزج و مرزنگوش و پوذنهء دشتى از هر يكى دو درم ، نوشاذر سه درم ، بوره ، پوست بيخ كبر از هر يكى دو درم ، انار دانك ترش بريانكرده ده درم با اين داروها يار كنند و با سكنگبين عنصلى به كار دارند ، خداوند لقوه و فالج و صرع را سود دارد .
صفت داروى غرغرهء ديگر از جهة آماس گرم كه اندر زفان باشد
آب برگ عنب الثعلب ، گر آب كشنه ، گر طبيخ عدس بگيرند و بدان غرغره كنند .
صفت داروى غرغره ديگر از جهت آماس سخت
تخم حلبه سى درم ، خرماء هندى بيست درم ، انجير خشك سى عدد ، همه اندر يك من و نيم آب بپزند و بپالايند و به كار دارند .
صفت غرغره آماس بلغمى را
اندر غرغره كه نخست اندر اول باب ياد كرده آمده است تصرف مىبايد كرد و مىفزودن و مىكاستن باندازهء حال آماس بلغمى ؛ و گرانى زبان كه از رطوبت بود ، زايل كند .
صفت داروى غرغره كه فروآمدن كام را باز دارد
اناردانك ترش ، مازو ، سماق ، راستار است بكوبند و ببيزند و اندر شير گاو فرغار كنند يك شبانروز و بدان شير غرغره كنند .
صفت غرغرهء ديگر كه فرود آمدن كام را كه از ترى بود سود دارد
سماق پنج درم ، شبّ يمانى بريانكرده سه درم ، نمك طبرزد سه درم ، گل سرخ ، تخم گل از هر يكى دو درم ، همه كوفته و بيخته با شراب خرتوت به كار دارند .
صفت غرغره كه اندر خناق گرم به كار دارند
آب لسان الحمل سه