باز آيد ، پس بپالايند ، شربتى چهل درم با يك مثقال معجون « 1 » و يك مثقال روغن چلغوزه يا با دو مثقال معجون زوفا .
صفت شراب « 2 » زوفا از جهت نزلهء گرم :
بگيرند عنّاب بيست عدد ، سپستان سى عدد ، مويز منقّى بيست درم و پرسياوشان و بنفشه هر يك « 3 » پنج درم ، بيخ سوسن پوست تراشيده ده درم ، جمله را اندر دو من آب بپزند تا به نيمه باز آيد و بپالايند و بيست درم لعاب دانه آبى شيرين و بيست درم لعاب تخم خطمى با آن بياميزند ، شربتى چهل درم با ده درم شكر و يك مثقال معجون زوفا و دو درم روغن بادام شيرين .
صفت شراب افسنتين از جهت امتلاء معده [ آ - 8 ] و جگر و رگها :
بگيرند افسنتين رومى پنج درم ، برگ گل سرخ پانزده درم ، تربد سپيد پوست تراشيده و نيم كوفته دو « 4 » درم ، سنبل دو درم ، « 5 » جمله را اندر يك من و نيم آب بپزند تا دو بهره « 6 » برود و يك بهره « 7 » بماند . پس بمالند و بپالايند « 8 » ، شربتى پانزده درم تا بيست درم « 9 » با قدرى شكر يا با جلاب خام آميخته خورند صواب بود .
نسخهء ديگر كه بادهاى روده بشكند و قولنج را بگشايد :
افسنتين
هامش
( 1 ) . ب : بعد از معجون يك كلمه ناخوانا .
( 2 ) . ب : « شراب » ندارد .
( 3 ) . ب : از هر يكى .
( 4 ) . الف : « دو » ندارد .
( 5 ) . ب : « سنبل دو درم » ندارد .
( 6 ) . ب : بخش .
( 7 ) . ب : بخش .
( 8 ) . ب : شربتى بپالايند .
( 9 ) . ب : « تا بيست درم » ندارد .