ايستاده خاصّه آنكه در ميان درختان و نيستان « 1 » بود زيان دارد آنجا كه آب ايستاده بود چيزهاى گرم نبايد خورد و چيزهاى خنك بايد خورد آنجا كه آب [ ب - 4 ] غليظ « 2 » بود سير « 3 » يا شراب سكنگبين عسلى با خردل با اندكى فلفل بايد خورد . آنجا كه آب شور بود سركه و سكنگبين بايد خورد يا حب الآس يا آنچه كه به تازى او را زعرور گويند يا خرنوب را در آب فرغار كند يك شب مضرّت آن باز دارد .
آنجا كه آب زاك بود شراب مضرّت آن باز دارد و چيزى بايد خورد كه طبع را نرم كند آنجا كه آب تلخ بود چيزى چرب و شيرين بايد خورد . ترياق همه آبهاى مختلف پياز است خاصّه به سركه پروده . « 4 » آنجا كه آب اندك و گرما « 5 » سخت بود اندكى سركه با آب بياميزند و با تخم خرفه بكوبند و با آب سركه بياميزند و اندكى بخورند تشنگى كم شود .
باب 11 - اندر تدبير كردن مسافران كه عزم سفر كردهاند « 6 »
هرچه دانند كه از سفر از آن چاره نيست از گرما و سرما و غذاهايى كه اندر سفر عادت رفته است و بيخوابى « 7 » و پياده رفتن و مانند اينها تن را به اين همه خو بايد كرد ، « 8 » مثلا پيش از بيرون شدن سفر « 9 » با گرما يا
هامش
( 1 ) . ب : زنيستان .
( 2 ) . ب : قليل .
( 3 ) . ب : شير .
( 4 ) . ب : بياميزند .
( 5 ) . ب : گرمابه .
( 6 ) . ب : مسافران . . . و عزم كرده از .
( 7 ) . ب : با خوابى .
( 8 ) . ب : داد .
( 9 ) . ب : به سفر .