تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
زايل شد و اگر « 1 » در خناق آماس چشم پديد آيد و در سرفه آماس خايه علت زايل شد .

باب 7 - اندر نشانهاى بد كه در آخر بيمارى پديد آيد

اندر تب گرم يا [ . . . ] « 2 » صعب خيزد و ضعف « 3 » و غنودن پديد آيد و درد سر و تاريكى چشم نشان بد بود و اگر اندر تب بلغمى گرم نشود بد باشد اسهال اندر آخر آبله و حصبه نشان تباهى اخلاط بود كه بعضى به آبله آمده باشد و بعضى به اندرون بازگشته « 4 » بود و احشاء را مىگدازد تا هلاك كند چشم دور « 5 » اندر شدن و بينى باريك شدن و سرد شدن يا كبود شدن [ آ - 3 ] يا سياه شدن و به هم باز آمدن و پوست پيشانى كشيده شدن و گوش سرد شدن « 6 » نشان فرومردگى حرارت اصلى بود و بر هم سودن دندانها و پيدا شدن دندان كه پوشيده بود و برجسته شدن لب زيرين بد باشد « 7 » و دست پيش چشم آوردن ، مانند آنكه مگس گيرد و دست بر ديوار ماليدن « 8 » مانند آنكه كاه از ديوار بيرون مىكند و اندر جامه ماليدن مانند آنكه پرزه از جامه بردارد بد باشد .

باب 8 - اندر تدبير تندرستان به غذا و بيماران به شربت ،

امّا غذاى
هامش
( 1 ) . ب : « اگر » ندارد . ( 2 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 3 ) . ب : « ضعف » ندارد . ( 4 ) . ب : با ريشه . ( 5 ) . ب : دون . ( 6 ) . ب : « و سرد شدن . . . سرد شدن » ندارد . ( 7 ) . ب : زيرين علامت بد بوده . ( 8 ) . ب : دست ماليدن بر ديوار .
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 13 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / مهدى محقق