( 18 ) - جاوشير : معرب گاوشير ( معين ) ، جاوشير : صمغيست بدبو و ظاهرش سرخ تيره و باطن او سفيد 000 ( تحفه ) ، جاوشير : گياهى از طايفه چتري كه صمغ سقزي آن مشابه انغوزه است ( ناظم الاطباء ) ، جاوشير : هو صمغ شجره ورقها " كورق التين 000 " ترجمه آن : " صمغ درختي است كه برگ آن بمانند برگ انجير 000 " ( بحر الجواهر ) ، جاشير
Oponax
، جاشير ترشي (
O . Chironium
گل گلاب ) ، جاوشير (
Oponax
شليمر ) ، در تحفه حكيم مومن درباره جاوشير مخصوصا در مورد خواص آن بسيار مفصل آمده است ( طالبان به كتاب مزبور مراجعه فرمايند ) 0
( 19 ) - در ساير نسخه ها ، " دو مثقال مصطكي " آمده است .
( 20 ) - غثيان : ماخوذ از تازي شوريدگي دل و تقاضاى طبيعت بر " قي " كردن ( ناظم الاطباء )
Nausea
( 1 / 76 )
( 21 ) - اعراض : ماخوذ از تازي رنج و بيمارى و حادثه و سانحه و حادثه ناگهاني جمع عرض . اعراض كردن : بيمار شدن و رنج بردن از عروض حادثه ناگهاني ( ناظم الاطباء )
Accidents
، ( حييم ) ، مرض عرضي
Symptomatic - ) - Disease
شليمر ) 0 در اصطلاح طبي مجموعه عوارض ناشي از بيمارى است كه در زبان فرانسوي و انگليسى [
Complications
تركيبات ] گويند و در عرف بيشتر باقيمانده و آثار بيمارىها يا عود علايم مرضي است . خلاصه آنكه علامات و عوارض ناشي از بيمارىها " اعراض " است .
( 22 ) - مقصود آن است كه شكم كار نكرده است .
( 23 ) - اين كلمه در نسخه اساس كار خوانده نشد ، از ساير نسخه ها استفاده شد .
( 24 ) - در " مر " : " لطيف " 0
( 25 ) - حب الرشاد : سپندان ( ناظم الاطباء ) 0 در ساير نسخه ها " حب الرشاد " آمده است .
( 26 ) - در نسخه مج 1 ) ، پس از " بايد خورد " آمده : " و محرور و صفروي را اسبغول و برزقطونا و معتدل المزاج 000 " و در " كا " ، پس از " بايد خورد " آمده است : " و پيش از طعام مبرود و مرطوب را تخم ترب و تيزك [ تره تيزك جرجير ]
Garden Cress
كه آن را سپندان گويند و حب الرشاد بايد خوردن اندر جلاب و محرور و صفراوي را اسبغول و معتدل المزاج را تخم شاهسفرهم [ شاهسپرم . شاهاسپرغم ] . ريحان سبز ( معين )
Sweet Basil (
شليمر ) ريحان سبز ، جرجير ، سپندان -
Garden Cress
( 27 ) - در " مر " ، " روغن گاو " آمده است .
( 28 ) - جرب در " مر " و " كا " ، پس از " چرب كند " ، " پس اندر جلاب كند و كسي كه سخت محرور نباشد و مبرود باشد حب الرشاد به روغن زيت چرب كند " آمده است .
( 29 ) - در ساير نسخه ها ، " و بيم باشد " آمده است .
( 30 ) - لسان الحمل : به فارسي بارتنگ 000 ( تحفه ) 0 لسان الحمل : به فارسي چرغون ، بارتنگ ، ( ناظم الاطباء ) بارهنگ
Greaterplantain , Waybreol , - ) - Plantain
آريانپور ) 0
( 31 ) - شرابي كه با دانه مورد سازند . مورد
Myrtle 0
در " مر " و مج ( 1 ) ، " مورد دانه " و در " كا " ، " مورد " آمده است .
( 32 ) - در ساير نسخه ها ، فاروق " 0 ترياق پادزهر پازهر فادزهر (
Theriac , Electuery
شليمر ) 0 جمع آن ترياقات
Antidotes
كه در قديم بيشتر بر ضد سم (
Poison )
و زهر (
Venom )
استعمال مىشده است اما ترياق ، يا بهتر بيان شود ترياقها انواع و اقسام داشته و هر كدام با موادي ساخته مىشدند و مىگرديدند . " فاروق يا ترياك كبير يا ترياق اكبر يا ترياق هادي كه " اندروماخس " ( به فرانسوي )
Theriac d ' Andromaque
تاليف نموده بزرگترين ترياقات بوده " ( تحفه ) 0 پزشكان سلف در تاليفات خود انواع و اقسام ترياقها را آوردهاند ، كه شرح آن خارج از اين مقوله است . توضيحا اضافه مىشود كه كلمه سم و زهر كه اولي بيشتر نباتي و دومي بيشتر حيواني است اغلب در كتاب ها در رديف يكديگر قرار مىگرفتند .
( 33 ) - فلونيا : اسم معجون مركبي است منسوب بافلن طبيب ، افلونيا نيز نامند و در قرابادين ذكر يافت