( 19 ) - در " مر " و " كا " ، " اكسيرين " و در مج 1 ) ، " اكبرين " آمده است .
( 1 / 190 )
به نظر مىرسد كه صحيح باشد . اكسير : معرب
Elexir
است و آن جوهري بوده كه اجسام را به يكديگر تبديل مىكرده [ به عقيده پيشينيان ] ( رجوع شود به ج 2 ، تاريخ طب در ايران و ترجمه سر الاسرار رازي ) 0 براي دست يابي به اكسير [ يا اكسير اعظم ] كه مس را به طلا و نقره تبديل كنند در كيميا و شيمي در تمدن اسلامي نقش بسيار عظيم داشته است . كلمه اكسير از
Xerion
يوناني اخذ شده است . ( ترجمه سر الاسرار رازي ) 0
( 20 ) - نزول آب يا آب مرواريد آبشار آب سفيد
Cataract 0
( 21 ) - قدح [ به فتح قاف ] : آب تباه شده از چشم بيرون كردن ( منتهي الارب ) 0 كشيدن آب مرواريد در اصطلاح قدما 000 علاج وى قدح است اعني آب گشادن و آن آب كي قدح پذيرد 000 ( هدايه المتعلمين ) ، عمل آب مرواريد .
( 22 ) - شبكوري (
Nyctalopia , Night blindness
آريانپور ) 0 بيماريي كه شخص شبها جايي را نمىبيند .
( 23 ) - در ساير نسخه ها ، " دارفلفل " آمده است . دارفلفل : 000 شكوفه و بهار فلفل 000 فلفل دراز 000 ( برهان قاطع )
( 24 ) - قنبيل : يك نوع خاكي كه چون آن را برشته كنند ، زرد گردد و در دفع ديدان به كار ميرود ايضا قنبيل تخمهاي گياهى برنگ ريگ كه سرخي بر آنها غالب و از داروهاي دافع كرم مىباشد . ( ناظم الاطباء ) در مج 1 ) ، پس از قنبيل " مساوي " آمده است .
( 25 ) - در ساير نسخه ها ، " جگر بز " آمده است . جگربند : مجموع جگر و شش و دل ، خواه از انسان و يا ساير حيوانات و فرزند و هر چيز لاغر و زبون ( ناظم الاطباء ) 0 جگربند : جگر سياه و شش با دل ( جگر طاقي ) ( ديوان اطعمه حلاج شيرازي ) 0 همان است كه نزد مردم به " حسرت الملوك " معروف است .
( 26 ) - در مج 1 ) ، " در چشم كشند " آمده است .
( 27 ) - يك نوع قوقويا كه در سابق آمد . اين قوقويا منسوب به جالينوس است .
( 28 ) - در " كا " و مج 1 ) ، " قرقريا " آمده است .
( 29 ) - مج 1 ) : " آب تخم خرفه " 0
( 30 ) - ميبختج : ماخوذ از " مىپخته " و به معني آن ( ناظم الاطباء ) 0 شراب پخته .
( 1 / 191 )
( 31 ) - در " مر " ، " خيض " و در مج 1 ) ، " خاكينه " و در " كا " ، " حبيصي " آمده است .
( 32 ) - در ساير نسخه ها ، پس از " ميويزج " " و بوره كوفته " آمده است .
( 33 ) - در حاشيه صفحات 82 و 83 و 84 نسخه اساس كار ضمن رمد و طرفه و سبل و جرب و موي فزونى و قرحه اندر چشم و فرود آمدن آب و شبكوري قريب نود ، نيم سطري از درمانهاي مختلف براي اين بيمارىها آورده شده است و در ساير نسخه ها ديده نشد و محتملا از سليقه نويسنده كه طبيب بوده ، نوشته شده است و الله اعلم .