توضيحات :
( 1 ) ) - رمد [ به فتح راء و ميم ] : درد چشم ورمى كه در طبقه ملتحمه [
Conjonctive of the eye ]
پديد آيد ( معين ) (
Ophtalmy
شليمر ) 0
( 2 ) - حب الذهب : دانه زرد به رنگ طلا ( ناظم الاطباء ) ( ايضا مراجعه شود به لغتنامه دهخدا تحت عنوان " حب الذهب " كه مفصل آمده است ) 0
( 3 ) - در ساير نسخه ها ، " ابيض " آمده است .
( 4 ) - در " مر " و " كا " ، " و پنير تر نمك نارسيده " و در مج 1 ) ، " پاشيده " آمده است .
( 5 ) - فوفل (
Betel - nut
شليمر ) ، فوفل : درختي است از تيره نخلها كه در مناطق گرم آسيا ( هندوستان و جزاير سند و جاوه ) ميرويد 000 ( معين ) فوفل ، تانبول 000 (
Areca - palm , Betel - nutpalm
واژهنامه گياهى ) 0 ( تصوير در صفحه بعد )
( 6 ) - توتيا دوديا معمولا اكسيد دوزنگ 000 ( ترجمه سر الاسرار رازي ) توتيا (
Vitriol , Tutty
آريانپور ) 0 فوفل ، تانبول -
Areca
،
Betel - nutpalm
( 7 ) - شياف احمر لين : داروئي مركب براي چشم 000 ( دهخدا ، به نقل از ذخيره خوارزمشاهي ) 0
( 1 / 189 )
( 8 ) - طرفه [ به فتح طاء و فاء ] : نقطه سرخي از خون بسته در چشم كه از ضربه و جز آن حادث گردد . ايضا : رطوبتي كه از چشم جاري شود و زخم رسيدگي چشم 000 ( ناظم الاطباء ) ، يك بار جنبانيدن پلك چشم ، يك چشم بهم زدن ، يك زخم چشم 000 ( معين ) ، طرفه العين چشم بهم زدن
Twinkling of the eye / (
آريانپور )
( 9 ) - زرنيخ دو نوع است : 1 ) زرنيخ اصلي يا زرنيخ اصفر يا زرنيخ زرد 2 ) زرنيخ احمر يا زرنيخ سرخ 000 ( ترجمه سر الاسرار رازي ) 0
( 10 ) - در ساير نسخه ها ، " چشم " نيامده است .
( 11 ) - هر سه نوع شيافها براي چشم بوده است . ( رجوع شود به ذخيره خوارزمشاهي و لغتنامه دهخدا ) 0
( 12 ) - شعره العين : موي زيادي مژه كه به چشم صدمه مىرساند ( فرهنگ نوين طباطبائي ) : شعيره موي خرد ( ناظم الاطباء ) ، شعيره مزمن صلب
Stye / (
شليمر ) ، شعيره همان گل مژه است ، شعيره : ورم مستطيل كه در اطراف پلك شبيه به شكل جو پديد آيد 000
( 13 ) - در ساير نسخه ها ، " زهره " آمده است .
( 14 ) - در " مر " ، " درد و خليدن " و در مج 1 ) و " كا " ، " درد خلنده " آمده است .
( 15 ) - شياف ابيض : دواي چشم است مركب از چند ادويه كه سوزش و سرخي چشم را مفيد و جزو اعظم آن سفيده كاشغرى است ( غياث اللغات ) 000 ( از لغتنامه دهخدا ) 0
( 16 ) - شياف ابيض كندري ، نام دارويي مركب است براي چشم ، مركب از اسفيداج از رزيز [ گياهى كه در رنگ رزي به كار برند ، ناظم الاطباء ] .
افيون و انزروت پرورده و كتيرا و صمغ اعرابي [ عربي ] و كندر به آب باران بسرشند و شياف كنند ( از ذخيره خوارزمشاهي ، ماخوذ از لغتنامه دهخدا ) 0
( 17 ) - در ساير نسخه ها ، " قيح " نيامده است . قيح چرك ، زرداب
Pus 0
( 18 ) - در " مر " و مج 1 ) ، " شياف انار " آمده است كه صحيح بنظرمي رسد ، چنان كه در " ذخيره " هم از شياف انار ذكري آمده است .