( 89 ) - سيساليوس : ماخوذ از يوناني ، انغوزه ( ناظم الاطباء ) ، سيساليوس تخم انجدان رومي ( بحر الجواهر ) 0
( 90 ) - شليثا : نام داروئي كه در فالج و لقوه استعمال ميكنند ( ناظم الاطباء ) ، ( ايضا رجوع شود به بحر الجواهر ) 0
( 91 ) - در " مر " و " كا " ، پس از " مىنهند " است : صفت ضماد به شرح متن ، در نسخه " مر " ، در حاشيه اين قسمت بر بالاي سيساليوس قريب سى نيم سطر در باره مواد متشكله سيساليوس و خواص آن آورده شده است .
( 92 ) - قردمانا : ماخوذ از يوناني . كروياي بري يا گياهى شبيه بابونه ايضا كروياي بري ( ناظم الاطباء ) 0 قردامون ، قردمانه ، قردماني قاقله صغار 000 ( دهخدا ) /
Cardamomum /
قاقله كبار (
Round Cardamom
شليمر ) ، قردمانا : بعضي گويند كه خرسم است و بعضي گويند كه كراويه كوهي است ( بحر الجواهر ) قردمانه ، قردمانا ، قردماني قاقله صغار -
Cardamom
( 93 ) - بصل الفار : پياز دشتي 000 پياز موشي 000 ( ناظم الاطباء ( 0 عنصل ، پياز دريائي 000
Sea onio Medicinal Squill (
واژهنامه گياهى ) 0 پياز دريائي ، پياز دشتي ، بصل الفار ، عنصل -
Sea Onion
( 94 ) - در " مر " ، " دردي " و در " كا " ، " دروي " آمده است .
( 95 ) - مفلوج : فالج زده و گرفتار فالج ( ناظم الاطباء ) ، مفلوج : فالج ، افليج (
Paralyzed , Paralytic , Paraplegic
آريانپور ) 0
( 96 ) - خدر : سستي ، خواب رفتگي اعضاء بدن ، كرخي .
( 1 / 183 )
( 97 ) - شيطرج : داروئي هندي و بسيار تيز و تند ، شيطره شاهتره ( ناظم الاطباء ) (
Fumitory
آريانپور ) 0 شاهتره ، شيطرج -
Fumitory
( 98 ) - ترياق كبير ترياق بزرگ كه به ترياق فاروق نيز ناميده مىشد . فاروق مركب از تعداد زيادي مواد بوده است . ترياق
Theriaque Antidote
پادزهر فادزهر ، ترياق فاروق
Theriac ) - Electuary
براي اطلاع بيشتر به برهان قاطع و ناظم الاطباء مراجعه شود ) 0
( 99 ) - نسخه " مر " ، كلمات " نافع باشد و غرغره " را اضافه دارد .
( 100 ) - سرگشتگي : حيرت و تحير و تعجب و شوريدگي و پريشانى و گمراهى ( ناظم الاطباء ( ، دوار ، سرگيجه ، گيجي )
Vertigo
آريانپور ) ، دوار : گردش سر ، سرگردان ، سدر [ به كسر سين ] ( مقدمه الادب ) ، ( ايضا به بحر الجواهر مراجعه شود ) 0
( 101 ) - در ساير نسخه ها ، جملات پس از " موافق بود " تا " آميخته دهند " ديده نشد .
( 102 ) - در مج 1 ) و " كا " ، " شود " و در " مر " ، " گردد " آمده است .
( 103 ) - در " مر " ، " هل اسفند " آمده است ، در مج 1 ) ، " و از آب گرم " آمده است .
( 104 ) - موم روغن : قيروطي ( ذخيره خوارزمشاهي ) ( بحر الجواهر ) 0 مخلوطي از موم و روغن كه قيروطي نيز گويند ( ناظم الاطباء ) 0 تركيبي است از موم و روغن و چيزهاي چند كه تركهاي پا و دست را به كار است . معجوني كه از موم و پيه گداخته و آب چغندر كنند طلي را بر شقاقها كه از سرما يا آب سرد بر پاي يا دست پديد آيد ( يادداشت مرحوم دهخدا ) 0 قيروتي : ( يوناني ) موم روغن ( برهان ) ( تحفه حكيم مومن ) ( ذخيره خوارزمشاهي ) 0 بعضي گويند مرهمي باشد كه آن را از گل سرخ و اكليل الملك و زعفران و كافور و موم سازند 000 ( دهخدا ) 0
( 105 ) - در ساير نسخه ها ، " شير خر " ديده نشد .
( 106 ) - اگر چه با عنوان " خدر " قبلا مطالبي ذكر شد ولي در اينجا از سياق عبارت و توضيح مطلب بر مىآيد كه فصلى جداگانه باشد .
( 107 ) - در ساير نسخه ها ، " باز ايستادن " آمده است .