بقلة المبارك
بقلة المبارك « 1 » را دندان تيزه خوانند و تخم پرپهن و فرفين « 2 » نيز ، و بتازى معرب بكنند فرفخ خوانندش و بقلة الحمقا ، و رجلة « 3 » ، جالينوس چنين گويد كه اين دندان تيز كند ، و آن را كه اندر معده تبش بود منفعت كندش كه بخورد خاصه كه بر فم معده طلى كند تا به بالاى سينه و تا ببن ناف ، و ريش رودگانى را سود كند ، و حيض ببندد و كسى را كه خون از بر همى برافتد بازگيرد ، و عصارتش بهتر و قوىتر است ، اندرين علتها ، و سوزش و تيزى دردها را ساكن گرداند نيز و در كلى و مثانه شهوت جماع ببرد و قى را بنشاند ، و تخمش همچنين گرمى ساكن گرداند ، و سحج را منفعت كند ، و او سرد است اندر درجهى دوم ، معتدلست ميان خشكى و ترّى ، و چون بر تابه بريان كنند خشك شود اندر درجهى اول ، و طبيعت بازگيرد و تخم برّى از او بلغم را اسهال كند با خلطهاى غليظ لزج ، و او گرم و خشك است اندر درجهى دوم ، و اما اين بقله اين تيزى هم بنشاند و اختلاف را « 4 » كه از زير مردم آيد ببرّد ، ليكن چشم تاريك كند و شهوت طعام ببرّد ، و تشنگى بنشاند ، و همه تبهاى صفرايى را منفعت كند ، و چون بكوبند و اندر آب آغارند و آب او بگيرند سعال را كه از گرمى بود ببرد ، و تبشى كه اندر معده بود نيز و شهوت جماع ببندد ، و بهترينش آن بود كه رنگ چوبش سرخفام باشد كه آن سردتر و ترّتر است ، از بهر آن منفعت كند هر مادهاى را كه
هامش
( 1 ) - گياهى است كه به فارسى خرفه بضم اول گويند ليكن در فرهنگ فارسى بر وزن صرفه ضبط شده و از نامهاى اوست پرپهن و فرفخ و رجله و بقلة لينه و اما بقلة المباركه تركيبى است نه فارسى و نه عربى و بهتر آنست كه بقلهء مباركه يا البقلة المباركة و يا لااقل بقلهء مبارك يا بقلة المباركة بگويند .
( 2 ) - ظاهرا صورتى از پرپهن است كه فرفخ و فرفخينا و فرفخين و فرفهين نيز نوشتهاند .
( 3 ) - بكسر اول بر وزن دجله .
( 4 ) - اختلاف بمعنى آمدوشد و در عرف طب اسهال پىدرپى و اسهال دورى را گويند .