بيشتر اوقات در سينه و ريه است . مريض شكايت از دردى در ناحيهء ترقوه
( Clavicule )
يا كتف
( Omoplate )
يا پشت ( در قسمت راست و پائين سينه ) مىكند و سرفههاى مكرر خشك و تنگنفس دارد ، و بقول پاستور والرى را دو طبيب را باشتباه مىاندازد و توجه او را به طرف يك بيمارى پردهء جنب و ريه جلب مىكند . پزشك براى تشخيص مرض بمعاينهء سينه و ريه مىپردازد و غالبا در قاعدهء ريهء راست وجود
Submatite
و بعضى رالهاى
Crepitant
را تشخيص مىدهد ؛ به اين جهت تصور مىكند بيمار مبتلا به يك بيمارى ريه و پرده جنب است ، درحالىكه چنين نيست و هپاتيت يا ورم كبد در كار مىباشد كه اغلب با پرى هپاتيت توأم بوده و بواسطهء مجاورت صفاق
( Peritoine )
با پردهء جنب
( Plevre )
چنين علائم و عوارضى را ايجاد كرده و دردى كه بطور رفلكس در سينه پيدا شده ، علائم التهاب كبد را تحت الشعاع قرار داده است .
اينها خلاصهء مطالبى است كه در كتابهاى امروز نوشته شده و نشان مىدهد كه پزشكان معروف اروپا اعتراف به مشكل بودن تشخيص اين مرض دارند و غالبا هپاتيت را با بيماريهاى پردهء جنب و ريه اشتباه مىكنند .
اكنون گوئيم طبق آثارى كه از پزشكان قديم ايران باقى مانده است ، اطباى قديم ، اين بيمارى را به خوبى تشخيص مىدادهاند .
رازى در كتاب ( حاوى كبير ) « 1 » مشاهدات بالينى خود را دربارهء يك بيمار مبتلا به هپاتيت شرح مىدهد كه با توجه بمشكل بودن تشخيص مرض حقيقتا اعجاب آور است ، و ما ذيلا بترجمهء عبارات آن مىپردازيم . رازى مىنويسد :
« بعيادت بيمارى رفتم و نخست براز او را در طشت ديدم كه شبيه به آبى بود كه گوشت خام در آن شسته شده باشد ، و اين علامت كاملا مشخصى است براى اختلالات كبدى ؛ سپس بدون اينكه از اين تشخيص خود چيزى بروز دهم در بالين بيمار حاضر شده و نبض او را گرفتم تا معلوم نمايم آيا ورمى در كبد هست يا فقط اختلال در اعمال اين عضو وجود دارد . در امتحان نبض علائمى از وجود ورم در كبد
هامش
( 1 ) - حاوى كبير ، چاپ هند ، جلد 7 ، صفحهء 131