و مشاهدات بالينى دقيق آنهاست كه طى نسلهاى متوالى در كتب پزشكى نقل گرديده است ، مثلا چهار علامت بزرگ كه ذيلا ذكر مىشود :
1 - در كتابهاى جديد درد ناحيهء كبد را يكى از علائم خاص اين بيمارى مىشمارند و مىنويسند اين درد با درد ناحيهء كتف و دندههاى پشت همراه است . در كتاب قانون هم عين اين مطلب را بعبارت زير شرح داده است :
و قد يشارك اضلاع الخلف اوجاع الكبد . و در جاى ديگر مىنويسد :
و مشاركة الترقوة فى وجع الكبد .
اهميت اين تشخيص هنگامى معلوم مىشود كه مىبينيم متخصصين فن در كتابهاى جديد مىنويسند ، اين دردهاى پشت و شانه غالبا پزشك را باشتباه انداخته و آن را به حساب ورم مفصل شانه و كتف مىآورد نه به حساب هپاتيت ؛ بنابراين با توجه بمشكل بودن تشخيص مرض ، به حدت نظر و دقت پزشكان قديم در مشاهدات بالينى پى مىبريم .
2 - در كتابهاى امروز مىنويسند : اين درد در هنگام تنفس عميق شدت پيدا مىكند :
( Exasperee par les grandes inspirations )
و رازى نيز در كتاب حاوى اين مطلب را ضمن محاوره با بيمار چنين مىنويسد :
( و قلت له انك اذا تنفست تنفسا له فضل عظيم احسست الوجع الذى بك يزيده )
يعنى : ( و گفتم به او اگر تنفس عميق بكنى ، دردى را كه احساس مىنمائى زيادتر مىشود ) .
3 - در كتب جديد مىنويسند : بيمار حس سنگينى در زير دندههاى راست مىكند :
( Sentiment de pesenteur dans l'hypocondre droit )
در كتاب قانون نيز مىنويسد : وجد الثقل هناك يعنى حس سنگينى در آنجا ( مقصود موضع كبد است ) پيدا مىشود ؛ و رازى نيز مىنويسد :