44 - چو شاخ خيزران باريك مارى * كلاغى در ميان مرغزارى
45 - نهاده پيش او زرين پياله * به جاى مى در او افكنده ژاله
46 - پر از اخگر يكى سيمينه مجمر * پر از گوهر يكى شاهانه افسر
47 - يكى پيكر بسان ماهى شيم * پشيزه بر تنش چون كوكب سيم
48 - يكى استور مردم را خمانا * شكفته بر تنش گلهاى زيبا
49 - تو پندارى بياشفتست چون مست * گرفته دست شيرى را به دو دست
50 - يكى صورت چو مرغى بىپروبال * چو طاوسى مر او را خوب دنبال
51 - ز مشرق بركشيده طالع بد * بدان تا بد بود پيوند موبد
52 - بهم گرد آمده خورشيد با ماه * چو دستورى كه گويد راز با شاه
53 - رفيق هر دو گشته پير كيوان * چهارم برج طالع جاى ايشان
54 - به هفتم خانه طالع را برابر * ذنب انباز بهرام ستمگر
55 - ميان هر دوان درمانده ناهيد * ز كردار همايون گشته نوميد
56 - نبود از دادجويان هيچ كس يار * كه فرخ بود پيوندش بدان كار
57 - بدين طالع شهنشه ويس را ديد * نديد از جفت خود آن كش پسنديد
در 39 بيت اول صورتهاى شمالى را و در بقيّه از صورتهاى آسمان نيمكرهء جنوبى و هفت سيّاره معروف نام برده است .
در بيت 40 : از صورت نهر
در بيت 41 از صورتهاى : ارنب ، كلب مقدم ، كلب اكبر .
در بيت 42 از صورت : جبّار .
در بيت 43 از صورت : سفينه .
در بيت 44 از صورتهاى : شجاع و غراب ( كلاغ ) .
در بيت 45 از صورت : كاس .
در بيت 46 از صورتهاى : مجمره و اكليل جنوبى .
در بيت 47 از صورت : حوت جنوبى .
در بيت 48 از صورت : قنطوريوس .
در بيت 49 از صورت : سبع .
در بيت 50 از صورت : قيطس .
سخن به ميان آورده است و اين پانزده صورت از « نهر » تا « قيطس » در نيمكرهء شمالى قابل رؤيت نيست اما شاعر در وصف شب كه در نيمكرهء شمالى اتفاق افتاده آنها را نيز آورده است ! به قول