بنفشه اصبهانى « 1 » از دو درم سنك تا سه درم سنك سوده دو درم سنك و با آب سه درم سنك ، صفرا آرذ و لكن « 2 » غثيان آرذ « 3 » و منش بركردانذ و قى افتد از وى « 4 » .
بنيراب صفرا آرذ و سودا ، و اصحاب ماليخوليا را شايذ و [ كر ] « 5 » را و جذام را ، و اخلاط سوخته را بيرون آرذ بزلق « 6 » و لكن اندر تبها نشايذ « 7 » .
[ صفت ] « 8 » ترياق كل مختوم بشايذ آنكس را كه زهر داذه بوندش همان ساعت « 9 » قى كند « 10 » جندانى تا آنهمه زهر تمام برآيذ « 10 » : كل مختوم و حبّ الغار هر دو برابر بكوبذ و بروغن كاو بمالذ و « 11 » با انكبين معجون كند و به كار دارذ و اكر جنان « 12 » بوذ كه بترسد كه زهر دهندش اين را بيش از طعام « 13 » خورذ يا از بس « 13 » طعام
( f . 512 )
سخت مبارك آيذ و نافع .
[ صفت ] « 8 » ترياقى كبشايذ مر « 14 » مار كزيذه را : انيسون دو درم سنك بلبل سه درم سنك زريوند گرد و خزميان از هر يكى يك درم سنك و نيم ، اينهمه را بسايذ و بميبخته بياميزذ و « 15 » شربتى از وى جند كوزى بوذ .
[ صفت ] « 8 » معجون سرطان كبشايذ مر « 16 » كلب كلب كزيده را « 16 » : بكيرذ سرطان را و بتنورى « 17 » اتش كرده اندر كندش و بسوزد نبسيار « 18 » ، و آنكاه ازين سرطان سوذه بكيرذ ده درم سنك و از جنطيانا بنج درم سنك و كندرو يك درم
هامش
( 1 ) - ف : اصفهانى
( 3 - 2 ) - ف : غثيان كند
( 4 ) - ف : افزوده . سخت
( 5 ) - از « ف » و « ب ه » افزوده شد . در اصل كرّر
( 6 ) - ف : برفق
( 7 ) - ب ه : و لكن تنها نشايد داد . . . كه در . . . داد . . . نوشته است
( 8 ) - از « م » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود .
( 9 ) - ب ه : بايد
( 10 - 10 ) - ف : چندان كه ان همه زهر برايذ تمامى
( 12 - 11 ) - ف : بانكبين جمع كنذ و به كار دارذ و اكر جاى
( 13 - 13 ) - ف : بخورذ يا سپس از
( 14 ) - ف : ترياق كه بشايذ
( 15 ) - ف : « و » ندارد
( 16 - 16 ) - ف : كلب الكلب را كه كزيده بوذ
( 17 ) - ف : بتنور
( 18 ) - ب ه : افزوده . و بسايد