برخى ديگر چنين وانمود مىكنند كه آب را از گوش مىمكند پس لولهاى را به درون گوش فرستاده اندكى آب دهان خود را از راه لوله توى گوش ريخته با همان لوله آن را مىمكند .
گروهى ديگر كرمينهى پديدآمده از پنير را در گوش و يا در كنار ريشه دندانهاى آسيا پنهان مىكنند سپس آن را بيرون مىآورند .
دستهاى ديگر چنين وانمود مىكنند كه قورباغه از زير زبان بيرون مىآورند . آنجا را شكاف مىدهند و تودهاى را در آنجا مىگذارند و سپس بيرون مىآورند و يا تكه استخوانى را چندين روز نهان كرده و رها مىكنند . اين بسيارى از كارهايشان ايشان مىباشد .
گاهى سنگى را بيرون مىآورند و چند تاى ديگر را نيز نشان مىدهند و به بيمار مىباورانند كه چندين سنگ را از آنجا بيرون آوردهاند . گاهى بدون هيچگونه وارسى پيشآبدان مىگويند سنگ دارد و در آنجا بىباكانه و بىدورانديشى شكافى پديد مىآورند و انگشت خود را در فرومىكنند اگر به سنگى برخورد كردند ، بيرون مىآورند و چنانچه چيزى نبود در آن سنگى مىگذارند ، سپس آن را بيرون درمىآورند .
بيرون كشيدن تكهاى از گوشت سالم كه نشاندهندهى بواسير است ، با تردستى هميشگى انجام مىدهند .
و گاهى در مردم زخمهاى كهنه و ناسور واقعى بر جاى مىگذارند و برخى از ايشان مدعىاند كه وزى و مزى ( حام ) را از نرينه و ديگر جاهاى تن بيرون مىآورند جايگاه را شكاف مىدهند يا بر روى سر نرينه يا جاى مورد نظر لولهاى را مىگذارند سپس چندين بار آن را مىمكند و از راه لوله با دهان خود چيزى را بدانجا مىفرستند و از درون نرينه به تشتى مىريزند .
گاهى برخى از ايشان همهى بيمارىهاى تن را يك جا گرد مىآورند و از آنجا به بيرون مىفرستند پس آنجا را كه با كبيكج مالش داده و به خارش سختى واداشته سپس پولى را براى بيرون آوردن بيمارىها كه در آنجا گرد آوردهاند ، مىخواهند و نشان مىدهند چگونه بيمارىها را از آن جايگاه بيرون آوردهاند و اين هنگامى است كه پول خود را دريافت مىكنند جاى خارش را با روغن مالش مىدهند ، پس خارش خوب مىگردد .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص٣٨٥