تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦

گفتار هفتم [ پيرامون شكستگىها ، پارگىها ، زخمها ، دمل‌ها ، سوختگى ، . . . ]

كليات و گوشه‌هايى در هنر شكسته‌بندى

بيشتر كسانى كه در اين هنر كار مىكنند ، شكسته‌بند خوانده مىشوند . دانش اين گروه بر پايه‌ى دانش پزشكى و خواندن كتاب‌هاى پزشكان بزرگ گذشته‌ى و حال نمىباشد . بيشتر ايشان از تجربه‌ى آموزگارانى بيسواد ، اين فن را فراگرفته‌اند . كمتر ميان آنها مىبينيم كه كتاب‌هاى دانشمندان پيشين را در اين هنر خوانده باشند و يا از آموزگارى دانا ، تجربه آموزند كه اين كتاب‌ها را خوانده باشد . بلكه بيشتر كسانى كه اين كار را انجام مىدهند و پيشه‌ى خود ساخته‌اند بيسوادان و كردها و روستاييان مىباشند كه با شناخت اندك خويش بيمارىها ( آسيب‌ها ) ى سخت و بدى را براى بيماران درمان كرده‌ى خود پديد مىآورند . من كلياتى از اين هنر را در اينجا ياد مىكنم كه اگر انديشمندى آن را پايه‌ى كار خود بگذارد مىتواند هر نمونه را بجاى خود به خوبى و دقيق و بهتر از آنها درمان كند و درمان خود را راست و درست و استوار نمايد . نخست برنامه‌ى خوراكى را گزاره مىكنم و سپس كشيدن استخوان و جا انداختن آن و پس از آن درمان آسيب‌ديدگى زردپىها و سپس درمان شكستگىهاى شكافته ( باز ) ى كه در آن استخوان‌هاى باريك و پىها آسيب ديده‌اند و پس از آن شكستگىهاى آزاد و پس از آن خلع ( رگ‌به‌رگ شدن ماهيچه ) يكايك را گزاره مىكنم . بدان كه مردم عوام كسى را كه در او شكستگى يا دررفتگى استخوانى از بند و يا پيچ‌خوردگى پديد آمده است را وادار به خوردن ميوه‌هاى تر و تازه و شورباها و