بخوابد كه گوشى كه در آن روغن ريخته روى سنگ قرار گيرد تا آنچه روان شده از گوش وى بيرون آيد سپس پنبهاى دور خلالى پيچانده ، با آن گوش را پاكسازى نمايد .
گزارهى دارويى براى پاكسازى گوش : در گوش به ورق و سركه ريخته و بگذاريد تا يك ساعت بماند سپس چندين بار اين كار در گرمابه را انجام دهيد و نيز يك ساعت بخور آب گرم به گوش داده شود سپس با پنبه دور خلالى پيچيده شده گوش را پاك كنيد .
پيوسته آبتنى كردن از بسيار شدن جرم گوش جلوگيرى مىكند .
زدودن بوى زير بغل :
مرداسنگ را سپيد كرده ، با گلاب كافورزده در هم آميزد و از آن قرصهايى را بسازد كه زير و روى آن برگ گل سرخ نهاده ، سپس بگذارد تا ساعتى خشك شود سپس آن را برداشته و به كار برد .
داروى زدايندهى بوى زير بغل :
يك رطل گل سرخ و سك و سنبل و سعد و زاگ سپيد از هركدام يك وقيه برگرفته قرصهايى ساخته و هنگام نياز آن را با گلاب بيآميزد و به گونهى ماليدنى به كار برد .
هامش
- انبار آب گرم كه در كنار اين سالن قرار گرفته متصل مىباشد . در گوشهاى از اين سالن بخشى با سنگهاى مرمر تزيين شده و در آنجا يك بخش ، سنگچينى شده كه درازايش كمتر از يك ذراع ( فاصله آرنج تا نوك انگشتان ) است و بسيار گرم و داغ مىباشد و از فضاى پيرامون كمى بلندتر است . اين همان است كه نگارنده ( رازى ) نام ( طابق الحمام ) يا همان گونه كه مردم آن را سنگداغ مىنامند . چهبسا اين سنگ برجسته در اين تالار بيش از يكى باشد .
اتاق آتش : تون و كورهى گرمكننده آب گرمابهها كه به آن « كارخان » نيز مىگويند آن سوراخى بزرگ و سقفدارست كه بيرون و چسبيده به گرمابه قرار گرفته است در آن چند ديگپايه سنگين فراهم شده كه رويش چند ديگ بزرگ فلزى نهادهاند . در پيرامون ديگپايهها چند روزنه است كه به كانالى با قطر يك ذراع . اين كانالهاى شاخهشاخه شده و در زير انبارها و زيرزمين استخر ( خزينه ) بهمديگر متصل مىشوند . يكى از اين كانالها به كف گرمابه و زير آن سنگ مرمرين كه كمى از كف تالار بالاتر قرار گرفته ( طابق الحمام ) مىآيد اين كانالها هستند كه در درون استخر سبب بخار شدن آبهاى ريخته شده بر كف گرمابه مىگردد و در پايان به شكل گرفتن بخار بويژه در زمستان مىشود و اين ، گرما و داغى را پديد مىآورد تا كسانى كه در حال آبتنى هستند از مزاياى آن سود برند همان گونه كه نگارنده ( رازى ) آن را بعنوان يك درمان ياد مىكند . آبتنى در همهى اين ترجمه بمعنى حمام كردن است .