تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
البته كم بيمار ديدن بهتر از هرگز نديدن مىباشد . زيرا اگر اين كاستى با آموزش كتاب‌هاى گذشتگان اين دانش همراه باشد ، اشكال مهمى نخواهد بود . اين نيز خود خوب است چون كمى معاينه‌ى بيماران برابرى با شناخت و بررسى كتاب‌ها و دانش پزشكى برابرى مىكند . كسانى كه به اين دانش روى مىآورند اگر بىسواد و عامى بوده و مطالب را نفهميده باشند و همنشينى با برجستگان اين دانش نيز نداشته باشند بهتر است كه به شناخت ايشان باور نداشت و بايد دانست كه درمان درستى نيز از ايشان ديده نخواهد شد . چون در اين فن ( پزشكى ) هيچ كس نمىتواند همه‌ى روش‌هاى گذشتگان را ياد بگيرد و خود نيز به آن چيزى بيفزايد . او اگر همه‌ى عمر خود را در آن گذارنده باشد ، باز هم توانايى آن را نخواهد داشت چون اندازه‌ى دانش پزشكى بسيار بيشتر از عمر آدمى است ، نه تنها اين دانش بلكه بيشتر رشته‌ها اين‌چنين مىباشند . آنچه از دانش‌ها تا اين اندازه فهميدنى بوده در هزاران سال با هزاران كس انجام گرفته و سينه به سينه چرخيده تا به اين نقطه رسيده است پس اگر تنها دنباله‌روى آن الگوها و نوشته‌ها و اين روش‌ها بنمايد ، به مانند اين است كه همه‌ى آنها را در كوتاه زمانى فهميده است و به مانند اين است كه همه‌ى آن سال‌ها را گذارنده و به آنها توجهى بسنده داشته است . اگر از يك سو ببينيد پزشكى به كتاب‌هاى گذشتگان يعنى پزشكان پيش از خود نگاهى نيفكنده باشد و آنها را نخوانده باشد ، گمان مىبرى اين پزشك در همه عمر خود مورد ( پزشكى ) مىتواند ببيند و چه اندازه به تجربه و آزمون‌هاى شخصى خود به شناخت هر بيمارى دست مىيابد هرچند كه او خردمندترين و زيرك‌ترين مردم باشد . اگر پزشكى نگاهى به كتاب‌هاى گذشتگان نينداخته باشد و شكل بيمارىها را پيش از برخورد با مورد هر بيمارى نفهميده باشد هرچند او بارها به آن مورد برخورد كرده باشد باز وى را به اشتباه مىاندازد . گاهى ممكن است نفهميده و نشناخته از كنار آن گذر خواهد كند . گفتار چهارم با سپاس خداوند جهانيان پايان يافت .