پرچربىترين آنها ( أمشح ) « 1 » است ، به ويژه اگر تازه و فربه باشد . ميعه و قنه بدبو است و مقل سفلى ( سقلى ) كه سياه باشد و بيشترين همانند را راتنج ( صمغ صنوبر ) داشته باشد .
و بهترين آنها آن كه تازه باشد . آنهايى كه كهنه شوند ، تند و بسيار خشك خواهند بود و همچنين روغن ( زيتون ) كه به آن سقراديبون گفته مىشود ، از اينگونه است . روغن سوسن نيز نرمكننده است . همچنين روغنى كه بسيار گواراست و از زيتون درشت گرفته مىشود .
داروهاى نرمكنندهى ديگر از اين دست ، دربرگيرندهى : بابونه و ريشه ختمى و ريشهى خيار چنبر هستند كه اگر با آب برگ خبازى ( پوشك ) دشتى به گونهى خام يا پخته و يا با روغن به كار روند . خبازى دشتى نيرومندتر از آنهاست و دانهاش نيز نيرومندتر از خود آن . مصطكى مصرى و شيرابهى گاوشير چركىهاى گرد آمده بر دندانها ( - اصنام ) « 2 » و بر جايگاه كشتى گرفتن و گرمابه ( خاكستر تون گرمابهها " ذ " ) و همچنين بر هرگونه خاكستر اين نامگذارى نهاده شده است .
داروهايى كه گشاينده و پاككنندهى راههايند :
غاريقون ، بادام تلخ و درخت آن ، پر سياوشان ، تخم أنجره ( انگزه ) ريشه لوف كه لادن ناميده مىشود ، و پودنه دشتى ، و گونهاى لوف كه به آن دارقيطون گويند ، جنطيانا ، ريشهى راسن ( پيل گوش ) ، تخم گلنار ، غافت افزون بر آن بسيار گرمكننده است . حاشا ( ثومس ) ، انجير خشك گوشتالو ، پودنه رودخانهاى ، سليخه ، شيرابهى آلو ، ريشهى شكاع ، سابوطيس « 3 » ، شونيز ، زرشك ، شيرابهى قوقا « 4 » ، سوسن و ريشهى آن ، سداب ، خربزه ، دانهى كاكنج « 5 » ، اسطوخودوس ، كمادريوس ( مانداروى تلخ ) ، كمافيطوس ( ماش دارو ) ، و هر چيز تلخ ، بوره ، نطرون ( بوره ارمنى ) ، پودر نمك .
هامش
( 1 ) . « أمشح » واژه خوب شناخته نشده در دستنوشته « اصل » : أسح ، و در « يح » : الأشنج ، در « اوق » :
امشح ، در « يتم » اين واژه وجود ندارد چون اين بخش به طور كامل از دستنوشته تيمور افتاده است .
( ذ : آن را بعنوان افعل التفضيل شحم پرچربترين آوردم . )
( 2 ) . « اصنام » واژهى خوب شناخته نشد در « اصل » : اصنام ، در « اوق » : الأسنان ، در « يح » : الاصنان .
( 3 ) . سابوطيس : ن . ك نمايه داروهاى تكى
( 4 ) . قاقا : ن . ك نمايه داروهاى تكى
( 5 ) . كاكنج : ن . ك نمايه داروهاى تكى