تابستان مىوزد از نظر گرمى و سردى ميانه هستند . بادى كه از سوى خاور مىوزد بهتر و سالمترست . فشردهترين و بدترين آنها بادهاى وزيده از سوى باختر مىباشد .
بهترين هوا : هواى صاف و لطيف كه در آن بخارهاى فشرده و شرجى ( ومد ) « 1 » ايستاده و دمكرده نباشد بلكه هوايى باشد كه با باد تازه و ارزشمند براى نفس كشيدن بوزد و با غروب كردن خورشيد ، به تندى سرد شود . هواى بد ز آنسوى آن است . هرچه هوا فشرده و گرم باشد ، گويا مانند آن است كه بر دل فشار مىآورد و نفس كشيدن را باز مىدارد .
هوايى كه آكنده از بخار آب بسيار و فشرده كه برخاسته از درياچهها و مردابىهايى كه آب آنها ايستاده و گنديده است ، بوى بد را از اين گنديدگى و ماندگى آب مىگيرند . و يا هوايى است كه از يك جا ماندن و فشرده شدن بسيار گرم و داغ شده به گونهاى كه باد نمىتواند آن را بوزاند . اينگونه هوا ، وبايى است و آن هوايى است در جاهاى مسكونى محصور ميان كوههاى سر به فلك كشيده و يا مردابها در پيرامون آن گرد آمده و فشرده شده و مانده است ، بهگونهاى كه باد فراوان نيز نمىوزد .
شهرها :
بيشترين تفاوت شهرها از نظر آب و هوا ، خط عرضى آنها مىباشد . شهرهاى شمالى سردتر و جنوبى گرمترند . شهرهاى سردسيرى سالمتر و ساكنين آن تنومندتر و نيرومندتر و داراى گوارش بهتر و پوستى خوشرنگتر و تنى نرمتر مىباشند . شهرهاى گرمسيرى ز آنسوى اين ويژگىها را دارند . شهرهايى كه از سوى شمال كوههايى آن را فراگرفته وزش باد در آنها كم بوده و از سودمندىهاى باد شمالى بىبهرهاند . چنانچه وزش باد جنوب نيز همراه اين مشكل گردد ، آميزهى گرم نمور بوجود مىآيد . آميزهى شهرهاى شمالى سرد خشك است و در آنها تب و گنديدگى كم خواهد بود .
بهترين شهرها و ميانهترين آنها شهرهايى است كه رو به سوى خاور گشاده و از سوى باختر پوشيده باشند و بدترين شهرها ز آنسوى اين ويژگىاند . شهرهايى كه در بخش شمالى آنها دريا باشد شمالى مىباشند و شهرهايى كه در بخش شمالى آنها كوه
هامش
( 1 ) . ومد : ن . ك نمايه واژگان