تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠

نشانه‌هاى ترسويى :

ترسو داراى مويى نرم و قامتى كمانى و ماهيچه‌هاى ساق به بالا كشيده و رنگى زرد و چشمانى ضعيف كه پيوسته در كناره‌ها دودو مىزند و دست‌ها و پاهاى باريك و نگاهى افسرده و غمگين است .

نشانه‌هاى تيزفهمى و خوش‌سيرتى :

گوشتى نرم و كمى نمور و ميانه در چاقى و لاغرى و شانه‌هاى برافراشته ، تيره‌ى پشت بىگوشت دارد ، وى داراى رنگى ميان سپيدى و سرخى كه زيبايى و درخشندگى ويژه‌اى دارد و پوستى نازك كم‌مو ، نه سخت و بسيار سياه و چشمانى ميشى و نمناك كه در آن نمورى و زلالى ديده مىشود ، را دارا مىباشد . نشانه‌هاى ديگر آن خوب فهميدن و داشتن سرشتى نيكو و ميانه بودن در بلندى و كوتاهى قامت و لاغرى و چاقى است . همواره رنگى سپيد كه به سرخى زده مىشود ، را دارا مىباشد . كف دست و پاى ميانه‌ى در كوچكى و بزرگى و كم‌گوشتى و فربگى دارد . اندازه‌ى بزرگى سرش ميانه است . كلفتى گردنش اندك مىباشد . رنگ مويش كمى به سرخى مىگرايد و در لختى و پيچ‌دار بودن ميانه است . سيمايى گرد و بينى هموار بسيار زيبا و اندازه‌ى استخوان آن ميانه مىباشد . وى داراى چشمانى ميشى است كه در آن نمورى و زلالى ديده مىشود .

نشانه‌هاى فيلسوف بودن :

قامتى استوار ، ميانه در لاغرى و چاقى دارد . رنگ پوستى سپيد دارد كه گراينده به سرخى است . داراى موهايى است كه در كمى و فراوانى و لختى و پيچ‌دار بودن و سياهى و سرخى ميانه مىباشد . وى داراى كف دستى است كه هموار ميان انگشتانش باز است و داراى پيشانى بزرگ و چشمانى ميشى و نمناك مىباشد كه گويى همواره خنده و شادى در نگاهش بهم آميخته شده‌اند .

نشانه‌هاى تندسرشتى و بدنهادى :

بسيار سپيد يا سبزه‌رو و يا رنگ‌پريده است . وى داراى شكمى گنده و انگشتانى