تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
اقدامى به خشك كردن آبله‌ها نگرديد ، آنها را بايد بدين‌ترتيب نمك‌سود نمائى : روغن كنجد يك وقيه ،
هامش
« بقيه حاشيه از صفحه قبل » -Myrte. - در متن عربى سوس ( شيرين‌بيانReglisse) آمده است ، اما در حاشيه نسخه چاپ بيروت احتمال داده است صحيح آن سوسن باشد . - گز كه در عربى طرفا گويند ، درختى است كه در كنار رودخانه‌ها مىرويد و در بعضى جا ها بمانند كرمان و نواحى جنوب ايران درخت بزرگى شود . ميوه آن ثمرة الطرفا است . گزانگبين ، گز خوانسار -Manne de Tamarix. گز علفى -Manne de Quercus Valonia. - ارزن يا جاورس -Millet. - دستور مناسبى به نظر مىرسد ( البته به اعتبار زمان ) ، چرا كه با اين عمل از زخم شدن بدن بيمار جلوگيرى مىگردد ، همان‌طور كه امروز هم به نحوى در طب مجرى است . - ذرور در اصطلاح طب قديم گرد بسيار نرم كوبيده است كه به فرانسهPoudreمىباشد . - اين مطلب هم بسيار صحيح است چرا كه گرد گل سرخ و مورد علاوه بر آنكه براى بدن زحمتى ندارد و روى آبله‌ها پاشيده شده تا اندازه‌اى ممكن است از عفونت‌هاى بعدى بكاهد و همان طريقه است كه امروز در بيماران مبتلى به زخم( Escarre )عمل مىشود . - انزروت از گياهPenaea Mucronataبدست مىآيد - كنجيده - كحول كرمانى - كحول فارسى . - دم الاخرين - خون سياوشان -Sang de dragon.