اقدامى به خشك كردن آبلهها نگرديد ، آنها را بايد بدينترتيب نمكسود نمائى :
روغن كنجد يك وقيه ،
هامش
« بقيه حاشيه از صفحه قبل »
-Myrte.
- در متن عربى سوس ( شيرينبيانReglisse) آمده است ، اما در حاشيه نسخه چاپ بيروت احتمال داده است صحيح آن سوسن باشد .
- گز كه در عربى طرفا گويند ، درختى است كه در كنار رودخانهها مىرويد و در بعضى جا ها بمانند كرمان و نواحى جنوب ايران درخت بزرگى شود . ميوه آن ثمرة الطرفا است .
گزانگبين ، گز خوانسار -Manne de Tamarix.
گز علفى -Manne de Quercus Valonia.
- ارزن يا جاورس -Millet.
- دستور مناسبى به نظر مىرسد ( البته به اعتبار زمان ) ، چرا كه با اين عمل از زخم شدن بدن بيمار جلوگيرى مىگردد ، همانطور كه امروز هم به نحوى در طب مجرى است .
- ذرور در اصطلاح طب قديم گرد بسيار نرم كوبيده است كه به فرانسهPoudreمىباشد .
- اين مطلب هم بسيار صحيح است چرا كه گرد گل سرخ و مورد علاوه بر آنكه براى بدن زحمتى ندارد و روى آبلهها پاشيده شده تا اندازهاى ممكن است از عفونتهاى بعدى بكاهد و همان طريقه است كه امروز در بيماران مبتلى به زخم( Escarre )عمل مىشود .
- انزروت از گياهPenaea Mucronataبدست مىآيد - كنجيده - كحول كرمانى - كحول فارسى .
- دم الاخرين - خون سياوشان -Sang de dragon.