تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
گفت خير . گفتم ما اين همه زحمت را گوارا مىدانيم و امّا دو كلمه نوشته را مضايقه كردند . در اين باب خيلى پريشانم . خداوند همه را به سلامت بدارد . انشاء الله همه را به سلامت ببينم . منزل من همان چاپارخانه است . از دود چشم ندارم . منزل خانم در قهوه‌خانه است . بد جائى نيست . سه از شب رفته شام خورده خوابيدم . برف هم مىآيد . تا فردا چه كند . از نصف شب گذشته هواى اوطاق خيلى سرد شد . معلوم بود هوا صاف اياس « 1 » شده تا صبح گرم نشدم .

سه‌شنبه 23 شوال

امروز سه‌شنبه بيست و سيم بايد برويم « قوشه » . صبح زود برخاستم از شدت سرما نماز از دست رفت . چائى خورديم و مشغول حركت شديم . كجاوه‌ها رفتند . ما هم سه ساعت بعد از دسته سوار شديم . دو فرسخ كه از آهوان اين طرف آمديم آفتاب گرم و هوا بهتر شد . كالسكه تند مىآمد . از كجاوه‌ها و بنه گذشتيم . به قوشه كه نزديك شديم ابدا برف در زمين نبود . چهار ساعت به غروب مانده منزل رسيديم . ناهار خورديم . چائى آوردند . دو ساعت به غروب مانده كجاوه‌ها آمدند . امشب ماها و خانم همه در همين سر در منزل داريم . چون هوا صاف و اياس است اطاقها بسيار سرد است . هيمهء پدرسوخته‌ها در منه است . ابدا گرم نمىشود . فرش خانه مثل يخ به آدم مىچسبد متصل آتش . . . « * »
هامش
( 1 ) در فرهنگها « اياز » ثبت است ، يعنى نسيم شب و باد خنك شب . * سفرنامه در همين‌جا ناقص مانده است .