رسيديم . همان منزل اوّلى بود . دو اوطاق بزرگ روبرو دارد . مهر السلطنه با كلفت خودشان در آن اطاق منزل دارند . من هم با آدمهاى خودمان در اوطاق بزرگ سرد منزل داريم .
بخارى دارد آتش مىكنم فايده نمىدهد . چون مهر السلطنه خودش خواهش كرد كه هر گاه منزل دو تا مىشد . . . « 1 » بود . من خجالت مىكشم . از اين جهت من به اين اوطاق سرد آمدم .
احوال خودم خوب نيست . بيكه در يك گوشه ناله مىكند ، سكينه از يك طرف . از روزى كه وارد طهران شديم هردو ناخوشاند . در هر صورت آدم عليل براى سفر خوب نيست آن هم زمستان . بارى صاحبخانه آمد بعضى چرند و پرند حرف زد و رفت . ما هم شام خورده خوابيديم . وقت خوابيدن برف مىآمد ، هوا هم خيلى سرد شد .
چهارشنبه 17 شوال
امروز چهارشنبه هفدهم بايد برويم قشلاق . صبح يك ساعت و نيم از دسته رفته برخاستم .
نماز خوانده آتش پر زورى نموده گرم شدم . ديشب هيچ نخوابيدم ، چون عادت با كلفت هم خانه شدن را نداشتم . بخصوص هردو ناخوش ، صداهاى عجيب و غريب بيرون مىكردند . خلاصه چائى خورده و كجاوهايها رفتند . من هم چادر كرده رفتم منزل عروس كه آنها هم مشغول چادر كردناند . حاضر شده رفتيم كالسكه نشستيم . رانديم . هوا بد نبود .
گاه ابر ، گاه آفتاب است . اما ديشب در اين طرفها خيلى باريده ، كوهها پر از برف [ شده ] ، هرچه اين طرف مىآمديم گل زيادتر مىشد . اسبهاى كالسكه به زور مىآيند . بارشان هم سنگين است . پنج از دسته رفته به چاپارخانه رسيديم .
گفتند ناهار اينجا بايد خورد . گفتم خيلى زود است مىرويم منزل . پائين نشده رانديم . سه از دسته رفته بيرون شديم . چهار به غروب مانده به منزل رسيديم . همان كاروانسرا كه در رفتن منزل داشتيم جهت ما معلوم كرده بودند . جهت خانم حياط عليحده نزديك اين كاروانسرا منزل گرفته بودند . آقا محمد زودتر مىآيد كه منزل پيدا كند . بد سليقه نيست . خانههاى خوب مىگيرد ، امّا خيلى گران است . پدرسوختهها خاك متصل بسر « 2 » شان را مىفروشند . بارى
هامش
( 1 ) يك كلمه ناخوانا
( 2 ) ظاهرا كلمهاى افتاده است .