شما هم از قول من خدمت سركار عرض كنيد اين منزل و آن منزل هردو متعلق به حضرت وزير است . اگر التفات دارند امشب را مرخص فرمايند . چون خودم حالت ندارم . از كلفتها دو نفر نوبه كرده است . بارها را همه زمين گذاشته واكردهاند . حاجى خان در شهر مانده نيامده است . امشب اينها را بىصاحب گذاشتن خوب نيست . انشاء الله زنده ماندم صبح خدمت مىرسم . حالا از وقت گذشته نمىشود بنه دوباره بار كنند . به هزار معركه راه انداختم رفت . از منزل ما تا آنجا خيلى راه است . خلاصه در ساعت دو و نيم شام خورده خوابيدم .
شنبه 13 شوال
امروز شنبه سيزدهم صبح برخاستم . احوالم خوب نبود . چائيدگى داشتم . گريههاى ديروز هم مزيد بر علت شد . بعد از خوردن چائى رفتم زيارت . از حرم بيرون شده تماشاى سنگ روى مرقد شاه شهيد رفتم . حجارى و صنعتكارى جاى خود دارد . حيرت درآوردن اين سنگ است . طول دو ذرع و نيم ، عرض يك ذرع و چهار يك دو گره بالا ، قطر سه چهار يك . تصويرش را با لباس نظام كندهاند . هنوز تا كمر صافكارى شده . باز دو سال زيادتر كار دارد . در پيش ايوان خانهاى از چوب ساختهاند ، همانجا حجارها كار مىكنند . در مراجعت چند دانه عروسك و اسباب بچهگانه خريده شد . باران مىآمد خودم را هم نوبه گرفته بود .
زود آمدم منزل ناهار آوردند نتوانستم بخورم . به خانمها وعده داده بودم بروم امكان نشد .
كرسى را گرم كردند خوابيدم . دو ساعت به غروب مانده برخاستم . هوا خوب شده نمىبارد .
چائى آوردند . نوكرها را سركار وزير نظام خواسته بودند همه رفتند . خلعت مرحمت شده بود . به پيشخدمت شال كرمانى قرمز ، كالسكهچيها شال ، باقى نوكرها همه سردارى ماهوت و فاستونى « 1 » ، به قزاقها نشان نقره ، به يساول نشان نقره .
حاجى خان هنوز نيامده در شهر گاريها را راه مىاندازد . امشب « تل » زده بود كه امان فراش را خواسته با گاريها برود . راه انداختم رفت . ديروز وقت آمدن ميان بازار كالسكهچى سركار وزير نظام درشكه را از پشت كالسكه مىآمد و يك وقت ديدم از پشت چيزى به كالسكه خورد پاره كرد . همانطور كه تكيه كرده بودم پشتى را و مرا برو انداخت . قهرمان را خبر
هامش
( 1 ) اصل : فاسقونى .