خاك پاى مبارك شاهنشاهى حضور بهم رسانيده صرف ناهارى نمائيد . »
چهار ساعتى شب شام خورده خوابيدم .
روز يكشنبه يازدهم
چهار ساعت از دسته گذشته رفتم اميريه در باغ اميركبير آقاى نايب السلطنه و حضرت صدر اعظم و تمامى رجال دولت بودند . بلافاصله شاه تشريف آورد به همه اظهار مرحمت فرموده داخل باغ شدند . راه دور و درازى پيموده در آخر باغ به عمارتى كه ناهار حاضر كرده بودند رفتيم . اعليحضرت شاهنشاهى تشريف فرماى اطاق شدند . حضرات مراجعت به اطاق ديگر كردند . اطاقهاى متعدد همه با مبل و غيره بود . آقاى نايب السلطنه و صدر اعظم و بعضى شاهزادگان و وزراء در اطاقى جلوس فرمودند . ساير امراء در اطاق ديگر نشستند .
من در خدمت آقا و صدر اعظم ناهار خورده به فاصلهء يك ساعت برخاسته آمدم منزل . با ممتحن الدوله تا غروب صحبت نقشهكشى مىكرديم . چهار ساعتى شام خورده خوابيدم .
روز دوشنبه دوازدهم
در منزل بودم . بعد از ناهار رفتم بازديد حسنعلى خان نواب . منزلش در باغ سفارت است .
مثل بهشت بود . از آنجا رفتم منزل جناب مجد الدوله . اتفاقا همان ساعت شاه سه قبضه تفنگ با فشنگ مرحمت فرموده بودند . تفنگها را گرفته بوسيدم آمدم منزل . چهار ساعتى شام خورده خوابيدم .
روز سهشنبه سيزدهم
صبح رفتم منزل دكتر طولوزان جهت درد شانه . درست ملاحظه كرده گفت بايد سيم داغ كنم . فورا لخت شدم سيمها را در آتش گذاشت و داغ كرد . چندان اذيت نكرد . از آنجا رفتم ميدان مشق . آقاى نايب السلطنه و ساير صاحب منصبان نظامى از قبيل نظام الدوله امير توپخانه و آجودانباشى كل و شجاع السلطنه و جمعى ديگر بودند . سه فوج و شش