رفتند . ما هم مختصر شامى خورده خوابيديم . از سمنان الى دهنمك سيزده فرسخ تمام است .
روز جمعه هفدهم
آمديم قشلاق . رودخانهها طغيان كرده آب زيادى داشتند . از دهنمك الى قشلاق شش فرسخ است .
روز شنبه هيجدهم
از قشلاق به ايوان كيف « 1 » آمديم . بجز بدى راه چيزى ديده نشد . شش فرسخ است .
[ ورود به طهران ]
روز يكشنبه نوزدهم
صبح سردسته از ايوان كيف سوار شديم آمديم خاتون آباد « 2 » . به خاتون آباد رسيده ديديم دو نفر قزاق تاخته كرده مىآيند . معلوم شد كه جناب آقاى آجودانباشى كل چهار روز است اينها را در اينجا قراول گذاشته . حسينقلى خان سرتيپ عموى جناب آجودانباشى و على اكبر خان سرتيپ آجودان حضور با جمعى از بستگان و غيره پنج روز است در حضرت عبد العظيم جهت استقبال گذاشته است . بارى قزاقها رفتند حضرات را خبر دهند . گفتم در در دروازهء طهران منتظر باشند . يك ساعت در خاتون آباد ماندم . بعد را حركت نموده در ساعت سه و نيم به غروب مانده در دروازه حضرات را ملاقات كرديم . سوار اسب شده رانديم .
در ميان خيابان چراغ گاز ديدم چند كالسكه و اسب مىآمد . گفتند حضرت وليعهد است .
ايستادم . سرى فرود آورده گذشتم نشناختند . راست رفتيم در خانهء حضرت صدر اعظم .
گفتند حضور اعليحضرت همايونى رفتهاند . از آنجا برگشته رفتيم در خانه پياده شده ، ميان
هامش
( 1 ) اصل : ايوانه كيف ، در همه موارد
( 2 ) اصل : خواتونآباد ، در همه موارد