نقل مكان . ميرزا مهدى خان سرتيپ مهندس هم بودند خيلى خوش گذشت . شام خورده خوابيدم . باران شديدى از اول شب مىباريد الى دو ساعت از روز گذشته خرابى زياد كرد .
روز پنجشنبه بيست و دوم
صبح سر حمام رفته بعد آمدم با ميرزا مهدى خان سرتيپ بناى صحبت را گذاشتيم . در اين بين يك قطعه از سقف اطاق پائين آمد . بناهاى طهران بسيار بىبنا است ، اگر چه امسال از كثرت بارندگى خرابى خيلى زياد شده و ليكن معمارها بسيار به تقلب كار مىكنند . ناهار خورده عصرى منزل وزير صنايع رفتم ، به قدر دو ساعت آنجا بوديم . صحبت از اختراعات اروپ و غيره شد . برخاسته آمديم منزل آجودانباشى .
روز جمعه بيست و سوم
جمعى موعود شيرينى خوردن عزيز الله خان سرتيپ و يار محمد خان سرهنگ بودند . اشخاص مفصله تشريف داشتند : نواب و الا محمد حسين ميرزا ميرآخور - نواب و الا نير الدوله - جناب صاحب اختيار - سركار كشيكچىباشى - سركار نصر الملك - سركار صارم الملك - سركار ساعد الدوله - جناب شجاع السلطنه - جناب صديق الملك - جناب جلال الدوله - سركار ميرزا عبد الله خان ميرپنجه - سركار نصرت الله خان عميد السلطنه - جناب مؤتمن لشكر - سركار ميرزا احمد منشىباشى - جناب ميرزا رضا قلى خان - نواب عالمشاه ميرزا - سركار معين نظام و جمعى ديگر كه نظرم اسمشان نمانده . بعد از جمع شدن ناهار مفصلى صرف شد . بعد از ناهار شيرينى و عصرانه صرف گرديد . چون رسم طهران است در شيرينى خوردن هركه در مجلس است يك اشرفى يا يك حب نبات بايد بدهند . آن را هم جناب صاحب اختيار تقسيم كردند . سه به غروب مانده متفرق شدند . شب را خيلى كسالت داشتم . شام خورده خوابيدم .
روز شنبه بيست و چهارم
صبح رفتم حمام . از حمام بيرون شده ناهار خورديم . بعد از ناهار خدمت حضرت مستطاب