آنها خراج مىگيرند و در احكام تصرفى ندارند .
بهجهت اينكه لشكرشان به حرارت هواى آنجا مقاومت ندارند ، متاع تجارت « هندوستان » كه به همهجا مىرود ، « شكر » و انواع « ادويه معطره » و « مرواريد » و « احجار ثمينه » و « اقمشه ابريشمينه » و « نيل » و « حنا » و « تمر » و غيره است .
« هندوستان » پس از استيلاى سلاطين « اروپا » ، وضع مردمشان تفاوت كلى كرده ، پيشتر در مجموع امور « بطالت » داشته ، حتى « دهاقين » ايشان از « زراعت » و « فلاحت » بازمانده بودند ، و غالب اراضى ايشان « لم يزرع » بود و در حرف [ ه ] هاى ديگر نيز بههمين دستور ؛ ولى بعد از استقرار نظام ، به خلاف سابق ، در كسب اقسام « فلاحت » مهارت تام يافتهاند .
ديانت ايشان ، اكثريت « بتپرستى » است . نزديك [ به ] 4000 نفس « پروتستانت » « 11 » و قدرى « نصارا » تابع « مارتوماى پيغمبر » ؛ و بعضى « مسلمين » و « صائبين » « 12 » اند .
و ديانت فرقه « هنود » ايشان [ در ] سابق چنين بود كه اگر كسى مىمرد ، زن او را كه در قيد حيات بود ، با او بهخاك مىسپردند ؛ و آنها كه « اموات » را به « آتش ، مىسوختند نيز بههمين قسم [ بودند ] ، اما در اين ازمنه « انگليزيّه » ايشان را از اين ديانت شنيع مانع شده و تابع « كتب مقدسه » و « معارف » مسيحيّه نمودهاند .
از ابناى ملوك و اعاظم قديمهء « هند » ، بعضى اعتبار ظاهر باقىاند ، ولى در « امر » و « نهى » مدخليت ندارند .
هامش
بوده و در سال 2001 م . 398 ، 914 ، 11 نفر جمعيت داشته و نام خود را از مومبا ( از قديسين آيين هند ) گرفته و تا سال 1995 م . بمبئى( Bombay )نام داشته است .
. سورات( Surat )يا صرت ، بندرى است در غرب هند ، در ايالت گجرات( Gujarat )در ساحل خليجKhambhatو كنار رود تاپى( Tapi )، كه در سال 2001 م . 466 ، 811 ، 2 نفر جمعيت داشته است .
. مدرس( Madras )كه از سال 1995 م . چنائى( Chennai )ناميده مىشود ، شهرى است در جنوب شرقى هند و مركز ايالت تاميلنادو( Tamil Nadu )در ساحل خليج بنگال . اين شهر را كمپانى هند شرقى ( انگليسىها ) در سال 1639 م . ساختهاند و در سال 2001 م . 624 ، 424 ، 6 نفر جمعيت داشته است .
( 11 ) . در اصل : پروتستانط
( 12 ) . صابئين يا صائبان ، از اديان مشرقزمين ، كه به آنها ماندايى ، مغتلسه ، ناصورى و حتى « صبه » هم گفته مىشود و از انواع گنوستيك ( عرفان مسيحى ) بوده و شباهتهاى بسيار با عقايد و آداب زردشتى دارند .
برخى به اشتباه يونانيان حران را صابى مىدانند . داراى خط و آئين و مناسك خاص خود بوده و بهغير هم كيش نيز دختر نمىدهند . و در خوزستان ايران و جنوب عراق در كنار رودخانهها زندگى مىكنند .