اين يك طرفش در بلندى است و زيرش كوه و سنگهاى بسيار بزرگ است . پله ساختهاند كه توى اين تختهسنگ بزرگ مىپيچد [ و ] پايين مىرود . لب دريا و بعضى جاها ، غار كوچكى دارد كه توى او را تميز كرده و ريگ نرم ريخته ، صندلى گذاشتهاند و دريا را مىبيند .
بعضى جاها توى همان كوه ، راه باريكى است كه يك نفر به سختى مىگذرد .
كمى تاريك و خيلى خوب درست كردهاند .
از همه طرف اين كوه كوچك يا به عبارت [ ى ] تختهسنگ ، پله و راه به كنار دريا دارد . توى پلهها و شكاف سنگها را تمام گل كاشته ، باغش بسيار بزرگ است و خيابانهاى متعدد كه دو طرف پر از گل است ، دارد .
قريب [ به ] دو ساعت توى اين باغ راه رفتيم ، ولى همهء جاهاى او را نديديم .
عمارتش مختصر ، ولى قشنگ [ است ] ، در وسط سبزهء چمن و گلكارى زيادى است .
از بس به هرطرف دويدم ، خسته شدم .
بالاخره بيرون آمديم . كارتپستال زيادى از همهجاى باغ گذاشته بودند . 24 دانه از جاهاى خوبش خريدم .
آمديم سر راه ترامواى . آنجا معطل شديم تا رسيد . سوار شده ، آمديم به نيس .
روز شنبه ، 8 مارس [ 1913 م . ؛ 29 ربيع الاول 1329 ه . ق . ]
بعد از ظهر رفتيم [ به ] مناكو ، موزهء آنجا را دوباره ببينم . همان ماهىها و چيزهاى پارسال است . يك حيوانى است كه چندين دست و پاى خيلى بلند دارد و مثل اين است كه پارچهاى است كه پارهپاره كردهاند . وقتى جمع مىشود ، بهجز يك گلوله گوشت چيزى ديده نمىشود .
وقتى به حركت درمىآيد ، صد جور دست و پا و بدن دارد . هيچ معلوم نيست سر و ته او كجا است . خيلى حيوان غريبى است . از همه غريبتر بود . اسم او
La ] Pieuvre
« 1 » است ] .
در جاى ديگر ، ستارههاى دريايى ، همهرنگ ، قرمز و نجور و غيره ، مثل ستاره [ اى ] كه درست مىكنند ، شش پره است .
جاى ديگر چيزها بود ، مثل گياه زمين ، مثل علف و شاخههاى مرجان كه همه حركت داشتند .
هامش
( 1 ) .Pieuvreدر فرانسوى بهمعناى « هشتپا » يا « اختاپوس » است .