از جناب مهندس الممالك
به امر شاه قضا قدرت و قدر تقدير * خديو خور كله انجم سپه سپهر سرير
ابو المظفر و بو نصر ، ناصر الدين شاه * پشين كيهان بخش و قبا و كشورگير
ابا وزارت آصف امين السلطان ، آنك * فلك فر آمد و بيضا ضياء و نيروبير
به اهتمام نظام غفارى ، آنكه بود * به سال و بخت جوان و به عقل و دانش پير
نظام ، آنكه به ملك عجم ، شه ايران * به عزم وراى مراد را نجسته شبه و نظير
رهى ز رى به قم احداث كرد كانس و ملك * شدند مات و براندند بر زبان تكبير
رهى به راستى احكام شرع پيغمبر * رهى به صافى افكار شاه خيبر گير
قدمقدم همه « خان » و « پل » و گل و سنبل * وجبوجب همه « سرچشمه » و « قنات » و غدير
به شهر قم ، به سه ماه ، اين بناى عالى را * چنان بساخت ، كه نتوان به قرنها تقرير
مهندسيه در انام كرد زان كه بود * زهذه روضات من الجنان تفسير
شبى من از پى تاريخ راه قم حيران * شنيدم اينكه زدندم ز بام عرش و صفير
چو افتتاح ره قم قضا به نام تو كرد * نظام سال نيايش ز فتح خيبر گير
در قم بعضى اسباب شبيه به چينى و بلور مىساختند . بد نبود .
اغلب خان [ ه ] ها چاه دارد كه آب مىكشند . مىگفتند در چاههاى اين ولايت نسبت به ساير جاها خارق عادتى است كه آب در زمستان به چاهها مىبندند . در تابستان