السلطان هم [ در ] فرنگستان است . رفته است كارلسباد ، « 1 » آب بخورد . اينجا نيست .
هوا در اين تابستان بهطورى سرد است كه به جز لباس زمستانى ، چيز ديگر نمىشود پوشيد ، و اغلب روزها [ باران ] مىبارد و بهطورى سرد مىشود كه كالوريفرها « 2 » را آتش كردهاند .
اگر اتفاقا او را آتش نكنند ، بايد بخارى سوزاند .
در ماه « سپتامبر » كه ماه « سنبله » « 3 » است ، پنجرهها را بسته و هرروز آتش مىكنند .
در ماه « اوت » هم همينطور سرد بود .
از بس بارندگى « 4 » و هواى تاريك و باد سرد اذيت مىكند ، ممكن نيست از اتاق بيرون رفت . نزديك است ديوانه بشوم . خيلى اين روزها بد مىگذرد .
و الا حضرت « آقا » در منترو هستند .
خيال داريم [ كه ] اواخر « سپتامبر » برويم [ به ] پاريس .
خانواده [ اى ] كه با ما آشنا شدهاند ، يك شب رفتند و در اينجا به سيرك ، كه گردش مىكند ، مثل آنكه در سنژرمن پاريس ديديم . يحيى و تقى را [ هم ] وعده گرفتند .
تعريف مىكردند [ كه ] خوب است .
يك روز پنجشنبه كه ماتينه « 5 » مىدهند ، من با دخترك كلفت رفتيم . در جاى وسيعى چادرش را برپا كرده بود . اين ، آن سيرك سنژرمن نيست ، ولى از آن قبيل است . بليت گرفته ، داخل شديم .
از حيوان درنده فقط « شير » داشت . مابقى « فيل » و « اسب » و « فك » - كه سگ آبى است - بودند .
شيرها ، همان كارهاى سابق را كه در سنژرمن مىكرد ، مىكردند . فيل هم با
هامش
( 1 ) . كارلسباد( Carlsbad )، شهرى است در جمهورى چك ، كه امروزه به آنKarloy Varyمىگويند و در كنار رودخانهOhreواقع شده است و ظاهرا بهمعناىCharles sbathمىباشد . در سال 1347 م . چارلز چهارم ، امپراتور روم ، آنرا بنا نهاده است . در سال 1997 م . 000 ، 55 نفر جمعيت داشته و به خاطر چشمههاى آب گرم از شهرت جهانى برخوردار است .
( 2 ) . كالوريفر( Calorifere )، وسيله گرمازا .
( 3 ) . سنبله( sonbole )، بهمعناى يك ( خوشه جو ، گندم و غيره ) ، ششمين ماه سال شمسى ( شهريور ) است و نام صورت فلكى كه در اين صورت ستارهء درخشان و بزرگ اسپيكا( Spica )از ستارگان مشخص آسمان جنوب است . ( فرهنگ فارسى معين ، 5 / 4401 ) .
( 4 ) . در اصل : بارندهكى
( 5 ) . ماتينه( matinee )، سئانس بعد از ظهر در سينما و تئاتر و سيرك ( نمايش ) ، بهمعناى صبح هم آمده است .