دو زن و دختر و پسرى در « بندبازى » كارها مىكردند كه به گفتن و نوشتن باور نمىتوان كرد . مگر كسى خود ببيند .
بازىها « سركس » از قبيل رقصيدن زنها و دخترها با كفش چرخدار لغزنده روى تخته و اقسام اسبدوانىها و انواع مسخرگىهاى با خنده خيلى است . ديگر شرح دادن آنها لازم نيست .
3 ساعت از شب گذشته ، بناى بازى مىگذارند و ساعت 6 تمام مىشود . در اين ميانه چند دقيقه مردم از آن محل خارج شده ، هركس هم مايل باشد شربتى خورده ، باز حاضر مىشوند [ و ] دوباره شروع در بازى مىنمايند .
داخل همين تماشاخانه [ در ] جايى مخصوص ميزى طولانى گذاشته و همه قسم « شربت » آماده و مهيا داشتهاند .
روزهاى « شنبه » و « چهارشنبه » نيز در « سركس » مثل شبها بازى مىكنند و از 3 ساعت به غروب مانده تا مغرب طول مىكشد .
يك روز رفتم آنجا .
تمام تماشاخانه پر از زن و دختر انگليسى و گبر بود . چون مردها روز شغل و كار دارند ، كم آمده بودند .
همانروز رئيس اسبى « لاترى « 1 » » گذاشته بود . ميان بازى اسمها را يكيك كشيدند . آخر به نام پسرى هندو بيرون آمد .
پيش از ورود « سركس » ، اكثر شبها به تماشاى تياتر مىرفتم .
سه قسم تياتر هست :
يكى هندويى كه « ناقابل » و « پست » است .
ديگرى هندى پنج شش زن و دختر سيهچرده بازى بيرون مىآورند .
ديگرى تياتر گبرى است كه امتياز دارد . چندين پسر و دختر خوشروى خوش لباس حاضر شده ، هرشب افسانه و حكايتى از قبيل ليلى و مجنون و فرهاد و شيرين و گرفتارى بيژن به دست منيژه و سلطنت سلطان محمود غزنوى و مملكتدارى سلاطين هندوستان و پيدا شدن ديو و پرى و غيرها ، به طرزى دلكش جلوه مىدهند و باهم مىرقصند .
ضمنا نيز پرد [ ه ] هاى تماشايى ديده مىشود ، كه با وضع طبيعى و حقيقى هيچ
هامش
( 1 ) . لاترى( loterie )، بختآزمايى .