از او گذشته ، به قصبهء « گرگر » « 1 » نرسيده ، « يولگلدى خان » و « حق نظر بك » ، امير آخور من يك گله شكار پيش كرده ، مىآوردند . از طرف غلامهاى « قراباغى » رد كرده ، به كوه كنار « ارس » برد .
چند قدمى پيشتر ، « يوسف خان » با « مرندى » ها پيشواز آمدند . هوا هم سرد بود .
كنار نهرى نماز خوانديم . منزل را پرسيدم ، مذكور ساختند كه « لوارجان » « 2 » است .
يك فرسخ و نيم راه بود . به فلاكت تمام رفتيم .
نوكر « شاهزاده خانم » را ديديم كه در راه ، كه پيشكش و بارخانه آورده بود . جبهء يراقدارى سر اسب پوشيده بود .
يك ساعت از شب گذشته ، به منزل رسيديم . عجب اتاقهاى بزرگى « 3 » بود .
نصف سياه ، نصف سفيد . « مهدى خان قراباغى » نجس بغدادى اتاق را كنده ، سوزانيده بوده است . نصف اروسى اتاق كل قدرى چوب ، خلاصه ، جاىهاى ملوكانه ، كثيف « 4 » [ و ] سرد بود . هرطورىكه بود ، گذران شد . به شام رفتيم . در سر سفره فرمودند كه به « آقا » زنى مىدهيم و « ملا كريم » عقدش كند .
« آقا » از شوق ، شب آتشبازى كرد . اتاق آتش گرفت .
[ بيت ]
آتش عشق است كاندر نى فتاد * جوشش عشق است كاندر « مى » فتاد
مردم ، بىخبر به شعلهء آتش آمدند ، كه خاموش كنند . « آقا » فريادكنان مىگفت :
هامش
( 1 ) . گرگر( gargar )كه در سالهاى اخير با علمدار( alamdar )ادغام شده ، شهر علمدار گرگر - هادى شهر كنونى - را پديد آوردند . اين شهر از توابع شهرستان جلفا بوده و در آبانماه 1385 ه . ش . 7561 خانوار و 555 ، 28 نفر جمعيت داشته است . آثار تاريخى اين شهر عبارتند از : 1 . هلاجتپه ( اشكانى - ساسانى ) ثبت 8745 مورخ 10 خرداد 1382 ه . ش . ) . 2 . تپه خانم گلى ( هزاره اول قبل از ميلاد ، شماره 8751 مورخ 10 خرداد 1382 ه . ش . ) .
( 2 ) . ليوارجان( Livarjan )يا لوارجان ، روستايى است از توابع شهرستان مرند ، در دامنه جنوبى ليوارداغ ، كه به آن ليوار هم مىگويند . مهمترين بناى تاريخى آن حمام تاريخى ليوارجان است كه از آثار صفويه يا قاجاريه مىباشد . نيمى از ساختمان حمام بر روى برآمدگى زمين ساخته شده است ، بهطورى كه قسمت جنوبى آن در گودى خاك فرو رفته است ، ولى قسمت شمالى كمى از سطح زمين بالاتر قرار گرفته است .
حمام در محوطه مستطيلى شكلى به صورت شرقى - غربى احداث گرديده و 2 ورودى آن از جانب شرقى است . اين ورودىها از طريق فضاى طاقدارى به رختكن حمام راه مىيابد . رختكن فضاى چليپا شكل گنبددارى است كه در اطراف آن سكوهايى براى نشيمن و رختكن تعبيه شده است . در ميانه فضا نيز حوضچهاى ساخته شده است . ( گزارشهاى باستانشناسى در ايران ، 266 - 267 )
( 3 ) . در اصل : بزرگ
( 4 ) . در اصل : كسيف