دستخط و ارقام از عهد خاقان مغفور الى « 1 » اين زمان بيرون ريخت ، كه شخص دو شبانه روز بخواند ، تمام نمىشود .
از گرفتن فرمانفرما در فارس و ساير شاهزادگان و كور نمودن آنها و جنگهايى كه در ركاب مرحوم نايب السلطنه با روس و روم نموده و عيال نايب السلطنه را به ترك اسبها بيرون بردن و جنگهاى مرو و ساير جاها كه پدرانش نموده ، و كشته شدن جعفر قلى خان پدر حسين قلى خان سرهنگ در جنگ راه خراسان و التفاتها كه در حق خودش به ظهور رسيده .
گفت :
« اگر بدانم جناب سالار لشكر به من بىمرحمت است ، فورى سوار شده ، اين فرامين را برداشته ، به تهران مىروم و از اين نوكرى استعفا مىدهم . من تاب و قوهء بىمرحمتى جناب سالار لشكر را ندارم . »
تا آخر شب او را نصيحت نمودم . عريضه به خاك پاى مبارك حضرت اقدس مستطاب اشرف و الا - روحنا فداه - و جناب جلالت مآب اجل اكرم سالار لشكر و جناب جلالت مآب آقاى صديق الدوله در توسط و بروز عنايت و مرحمت درباره نوروز خان عرض كرده ، همان شب روانهء تبريز نموده ، آسوده شدم .
جمعه ، 18 صفر [ 1300 ه . ق . ]
عصر ، جواب تلگراف كه به مقرب الخاقان منشىباشى كرده بودم ، رسيد ، به اين مضمون :
« جواب سركار آقا ميرزا محمد على خان ، نايب اول پيشخدمتباشى ، حسب الامر مشهدى باقر به آنجا روانه شد . رقم مبارك صادر گرديد كه در آنجا خودتان رسيدگى [ كنيد ] و قرار احقاق حق او را به قاعده بدهيد . منتظر ورود مشهدى باقر كه عارض است ، باشيد . فضل اللّه » .
جواب تلگراف نوروز خان سرتيپ هم جناب جلالت مآب اجل اكرم سالار لشكر ، حسب الامر حضرت اقدس مستطاب اشرف و الا - روحنا فداه - رسيد ، به اين مضمون :
« حسب الامر حضرت مستطاب اقدس اشرف و الا - روحنا فداه - ارقام و احكام لازمه نسبت به اظهارات نوروز خان و سليم خان به عهدهء مأمور مخصوص روانه مىشود . منتظر ورود او باشيد . سالار لشكر » .
هامش
( 1 ) . در اصل : الا