زمانىكه از دار الخلافه تهران بيرون آمدم ، 2 رأس « 1 » قاطر كرايه و يك رأس « 2 » اسب بندگان « 3 » اعلى حضرت قدر قدر اقدس ، شاهنشاه اسلام پناه مرحمت شده بود .
يك آدم از خودم داشتم و « چهاروادار » « 4 » پيش رفته بود [ به ] لتيون . « 5 »
[ مهدىآباد ]
خودم در شب تار ، وارد مهدىآباد « 6 » جناب مشير خلوت شديم . دكان قهوهخانه باز بود . چاى تعارف كرد ، نخوردم . رد شديم .
قدرى جلوتر رفتيم . تفنگ دوش من بود ، و چتر « 7 » دوش آدمم بود .
هميشه مىگفت :
« تفنگ پر است » .
به هواى دزد مىگفت .
[ سرخهحصار ]
رسيديم به دم كاروانسراى سرخهحصار . « 8 » ديديم در كاروانسرا بسته [ است . ] « قره
هامش
( 1 ) . در اصل : رئس
( 2 ) . در اصل : رئس
( 3 ) . در اصل : بندهكان
( 4 ) . چهاروادار ، چاروادار ، چهارپادارنده . كسىكه حيوانات باركش را مىراند يا با آنها باربرى مىكند .
( 5 ) . لتيون يا لتيان( Latyan )، كه درياچه و سد لتيان فعلى در حوالى بقاياى اين روستاى قديمى قرار گرفته است .
( 6 ) . مهدىآباد از روستاهاى قديمى شميران كه امروزه جزئى از شهر تهران شده است .
( 7 ) . در اصل : چطر
( 8 ) . سرخحصار يا سرخهحصار از آبادىهاى قديمى شميران محسوب شده ، كه در شرق تهران كنونى و در كنار رودى به همين نام واقع گرديده است .