خيلى دير به منزل رسيديم .
معادن مغاره
منزل امشب ما موسوم به معادن مغاره است . از منتهاى بلندى تا معادن ، راه در كمال سهولت مىباشد و مثل اين است كه دستى آنرا ساخته باشند و كلند « 1 » انسان در اين راه به كار رفته باشد .
از قرار مسموع ، يك نفر از اهالى انگليس ، چندسال قبل مصمّم شده بود [ كه ] در اين معدن فيروزه ، كه خاصّهء فراعنهء مصر بوده و چندين هزار سال « باير » و « بيكار » افتاده ، كار كند .
ما چادرهاى خود را كه با بيرق سه رنگ فرانسه مزيّن كرده ، يعنى ديركهاى آنرا آراسته ، متّصل به دهنهء معدن زده بوديم .
منزل ما امشب بىصفا نيست ، امّا چون امروز راهمان خيلى دور و سخت بود و زياد خسته شدهايم ، زود خوابيديم .
وقتىكه ما مصمّم [ به ] خوابيدن شديم ، ساربانهاى ما بوتهء زيادى جمع كرده ، آتشى افروخته ، دور آن نشسته ، از حركت روز باهم صحبت مىنمودند .
فردا صبح كه از خواب برخاستيم ، داخل معدن شده ، به تماشاى آن پرداختيم .
معدن مغاره اسم بىمسمّى نيست . در حقيقت ، شبيه به غار است و سنگهاى آن ، تمام « سنگ سماق » مىباشد و قرمزرنگ ؛ و اغلب احجار اين كوه از همين سنگ تشكيل يافته [ است ] .
اسم خود كوه جبل سربال « 2 » است و هنوز هم قطعات فيروزه در اينجا [ و ] در ميان سنگها پيدا مىشود ؛ و آن آبى بسيار خوشرنگى مىباشد .
عربها فيروزه را « فيروزج » مىگويند و خواص بسيار به آن نسبت مىدهند ؛ از جمله مىگويند هركس [ كه ] انگشترى فيروزه در دست داشته باشد ، از هرگونه نكبت و صدمه محفوظ مىماند و آن شخص در نزد سلطان عزيز مىشود ، و چون با دشمن مقابل شود ، بر او غلبه مىكند و هرگز خواب بد نمىبيند و فيروزه چشم را جلا مىدهد .
هامش
( 1 ) . كلند( Koland )، كلنگ .
( 2 ) .Jabal Sirbal.