« در اين بزم محبت ، حق صحبت با تو دارم و از اين عزم جزم ، به استدلال ، رحجان تركش را ثابت مىنمايم . اجمالا آنكه وجوب و رحجان مطلق سفر از اين اقسام بيرون نخواهد بود :
اول ، بر كسى فرض عين است كه دست توفيق گريبانش را گرفته و در مقام تحقيق و تحصيل علم مفروض افتاده و طالب اوست ، چنانكه فرموده : « فلولا نفر من كل فرقة فاسئلوا اهل الذّكر و اطلبوا العلم و لو بالصّين » و « طلب العلم فريضة على كلّ مسلم » .
و امر حقيقت در وجوب وفور اگر نگويند در اينجا قراين بسيار است ، كه براى وجوب وفور است ، و اين امر مقيد به هيچ شرطى جز شرايط عامه نيست ، و در مطلوب اين علم و مقصود از تحصيلش ، اختلاف بسيار [ است ] و هركس چيزى فهميده [ است ] .
بعضى « تهذيب اخلاق » را علم مفروض دانستهاند ، و جمعى « فقه » را پسنديدهاند ، و برخى « كلام » را گفته ، و كثيرى « تفسير » و « اخبار » را نوشتهاند ، و ادله بر صدق مدعى ذكر نمودهاند ، كه بيانش طول در كلام است . و اين علوم مصطلحه را چنانكه گفتهاند مقدماتى لازم دارد ، كه تحصيل « مقدمه » هم « واجب » است ؛ چون وصول به ذى المقدّمه ، بدون مقدمه ممتنع [ است ] .
و عرفاى شامخين ، تعريف علم مفروض را چنين فرمودهاند : علم شخص است به خود كه طريق سلوك به باطن باشد و معرفت عالم صغير كه انموذج « 1 » عالم كبير است ، و در حقيقت علم شناسائى انسان كبير است ، باشد كه علم اجمالى تفصيلى گردد .
« من عرف نفسه فقد عرف ربّه و هو فقه اللّه الاكبر و كتاب اللّه الاعظم و موروث الانبياء و موضوعه نور اى وجود يقدفه اللّه بتوسط العالم فى قلب من يشاء هو او ايّاه و مصداقه تحقّق صورة الفكر » ، كه
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 2 »
» ،
و علامته « سلطان الذّكر و فائدته حصول مجرّد عند مجرّد و اتّحاد العاقل و المعقول و العالم و المعلوم و العابد و المعبود و الذّاكر و المذكور » كه : « الغيرك من الظّهور ما ليس لك حتّى يكون هو المظهر لك » .
بيت
هامش
( 1 ) . منظور : نمونه .
( 2 ) . سوره نور - آيه 35 .