مىگفتند ، منزل گزيديم . اين مكان « نظيف » و مقام « شريف » ، درياچهاى پركارى ، محيط به پشته در جانب جنوبى شهر « بارفروش » [ است ] .
چند آب از « غربى » و « جنوبى » و فاضل آب رودخانهء « بابل » به آنجا مىريزد .
بر روى پسته ، كه جزيرهء آن « بحيره » « 1 » است ، سلاطين صفويّه « عمارت عاليه » بنا فرمودهاند كه اكنون خراب است ؛ و « شاهزادهء ملكآرا » هم به فرمان خاقان مغفور « فتحعلى شاه » ، « حرمخانه » و « ديوانخانه » براى « اندرونى » و « بيرونى » احداث كرده بوده ، كه آن هماكنون خراب است .
زمين روى پشته ، به اندازه [ اى ] كه « حرمخانه » و « ديوانخانه » و « حمام » و « خلوت » و « مطبخ » و « باغ نارنجستان » و « منزل بعضى از خواص » كه حراست و پاس را آماده باشند ، كفايت كند ، هست .
و روى آن آب صافى شيرين ، از انواع « طيور آبى » ، چون « بط » و « غاز » و « قو » و « پرلا » « 2 » و ديگر مرغان موج مىزند .
و شنيديم كه در آنجا به شب در « ناوه » « 3 » و ساير مركوب بحرى ، صيادان مىنشينند و چراغ روشن مىكنند و « طشت » « 4 » و « طاس » « 5 » را به انواع اصول مىنوازند . مرغان را از ديدن آن آتش و شنيدن نغمات خوش حالتى عارض مىشود
هامش
درياچه مالامال از مرغابى و اردك و علف و مخصوصا غوك است كه اين موجودات پيوسته با صداى قورقور خود مرا به كلى بىطاقت كردند . » ( مسافرت يك سفير به شمال ايران ، 274 ) ملگونوف مىگويد :
« درباره فروش آثارى كهنه نيست جز باغ شاه عباس كه همچون جزيره بوده ، بحر الارم نام . در طرف شمالى آن مردابى است . عمارات آن را محمد قلى ميرزا خراب ساخته ، از آلات آن جايى ديگر ساخته كه اكنون پديدار نيست . اكنون در اين باغ 4 اتاق بزرگ و چند اتاق كوچك است ، عمارت اندرونى آن كمتر خراب است . . . اين جايگاه هم طولا و هم عرضا 220 قدم ، مرداب آن نيزار شده و نخجيرگاه بارفروشيان است . »
( سفرنامه ملگونوف ، 107 - 108 ) .
ناصر الدين شاه در سفرهاى 1282 و 1292 ه . ق . به تفصيل دربارهء آن سخن مىگويد . ( سفرنامه ناصر الدين شاه به مازندران ، تصحيح نگارنده ، 97 - 98 ؛ روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه ، 48 ) . ادوارد براون در 1306 ه . ق . / 1889 م . ( شهر بابل ، 49 ) و استودارت ( سفرنامه استودارت ، 198 - 199 ) و لوئى رابينو ( از آستارا تا استاراباد ، 4 / 193 - 194 ) در زمان شاه عباس اين جزيره به باغ شاه معروف بود و فتحعلى شاه آن را بحرارم ناميد . ( فرهنگ آنندراج ، 562 ) .
( 1 ) . درياچه .
( 2 ) . پرلا, ( Parela )گونهاى مرغابى است كه از مرغابىهاى معمولى كوچكتر است .
( 3 ) . ناوه, ( nave )قايق كوچك .
( 4 ) . طشت, ( tas ? t )نوعى از آلات موسيقى .
( 5 ) . طاس, ( tas )يا طاسات, ( tasat )بخشى از آلات موسيقى قديم ، و آن سازهايى است كه براى هر صدايى يك سيم دارند و در نوازندگى با آنها انگشتهاى دست چپ به روى سيمها قرار نمىگيرد .