روز دوازدهم ، روز جمعه ، [ 28 ذى حجة الحرام 1251 ه . ق . ]
يك ساعت از طلوع گذشته ، روانهء شهر « بارفروش » « 1 » شديم . راه اين منزل شمال و مايل به مغرب است . سه ربع فرسخ از « بازار علىآباد » كه گذشتيم ، به رودخانهء « تالار » رسيديم . رودخانه تند و آب بسيار بود ، امّا الحمد لله به خوشى از آب عبور كرديم .
[ روستاهاى بين راه ]
در طى مسافت امروز ، دو ده به نظر آمد [ و ] جنگل مانع نبود :
يكى از آن يك فرسخ و نيم از « بازار علىآباد » گذشته ، كه آن را « كورخيز » « 2 » مىگفتند .
ديگرى نزديك به شهر « بارفروش » ، كه آن را « سرخ محله » مىخوانند .
[ بارفروش ]
يك ساعت از ظهر گذشته ، وارد « بارفروش » شديم . تمام اين منزل سه فرسخ و نيم است و هموار است . عبور توپ ممكن است .
در « بارفروش » به « بحر الارم » ، « 3 » كه قديم آنجا را به زبان مازندرانى « دزوكهچال »
هامش
( 1 ) . بابل امروزى .
( 2 ) . احتمالا همان كردخيل مىباشد .
( 3 ) . هولمز مىنويسد : « باغ شاه كه در ميان درياچهاى مدور به قطر نيم فرسنگ در كنار بابل رود به فرمان شاه عباس احداث گرديده بود ، در اين تاريخ قرارگاه اردشير ميرزا برادر ناتنى محمد شاه محسوب مىشد . » ( جغرافياى تاريخى گيلان و مازندران ، 35 ) . چارلز استوارت نيز تصريح مىكند كه : « در وسط باغ شاه كه ميان بحرارم واقع در 4 فرسنگى درياى خزر قرار دارد ، عمارت كلاه فرنگى زيبايى وجود داشت كه ما گوشهاى از آن را براى اقامت برگزيديم . اين كلاه فرنگى به فرمان والى سابق - ملكآرا - احداث گرديده و بعضى از اتاقهايش بسيار عالى است ، اما اكثر مسافرانى كه پيش از ما گام به اين كاخ نهاده بودند ، اسبان و استران خود را در اين اتاقها بسته بودند . . . اندرون عبارت از چهارگوشهاى است با ديوارهاى بلند كه 100 يا رد با كلاه فرنگى فاصله دارد . در اين جزيره بحر ارم درختان نارنج و ساير انواع مركبات كاشتهاند و خود