عملى باشند و خودش هم با اعتبار و با اوضاع در كار خود استقلال تمام را دارد .
قاسم خان ، كه برادر فرضى خان است ، از تقريرات عموم مردم و اطلاعى كه خود اين چاكر به حالات او در اين مدتها به هم رسانده ، آدم « بىنظم » و « بىعرضه » و « بىحال » و « بىمعنى » است .
در چند سال قبل ، كه يك دو سال ايلبگىگرى به عهدهء او مقرر بود ، از بىحالى كه او دارد ، نوكرهاى او با كدخدايان « 1 » جزو هر يكى ايلبگى مسلط بوده و امور ايل بسيار هرج « 2 » [ و ] مرج شده بوده است ؛ كه از قرار تقرير عموم مردم در اوقات ايلبگى گرى مشار اليه از شاهسون مشكين به خاك روسيه از شدّت تعدى و اجحاف فرارى شدهاند .
به ايلبگىگرى او هيچكس اعتقاد ندارد ، كه در اوقات ايلبگىگرى مشار اليه ، جولگاى مشكين و شوارع اردبيل و قراچهداغ و غيره و غيره ، مملو از دزدها و بىنظمى كامل و بىانضباطى كار در ميان شاهسون هويداست .
كوه قوىهيكل سبلان
كوه سبلان ، بزرگترين كوههاى ممالك ايران « 3 » و كوه بسيار قوىهيكل است . باوجود بزرگى هيكل و قواره و رفعت و وسعت و دامن [ ه ] دارى ، گردش در آن كوه بسيار آسان [ است ] و الى قلهاش با اسب مىشود رفت .
تخمينا دور اين كوه 40 فرسخ است و ارتفاع و بلندى از دامنهء اصلى كه نيم فرسخ بالاتر از قريهء خياو مشكين است ، تخمينا 6 فرسخ [ است . ]
هواى اين كوه ، بهترين هواهاى ييلاقات ايران است و اكثر روزهاى تابستان ، ابر الى آخر دامنهء اين كوه را فراگرفته [ است . ]
و اين كوه مشتمل است به مراتع بىشمار و يورتهاى معتبر نامدار و رودخان [ ه ] هاى معظم و چشم [ ه ] ها و آبهاى خوشگوار و چمنها . ميان رودخان [ ه ] ها ، چه به طرف مشكين و چه بر اردبيل ، كلا پر از ماهى « قزلآلا » است و ماهىهاى بزرگجثّه . « 4 »
هامش
( 1 ) . در اصل : كدخدان
( 2 ) . در اصل : حرج
( 3 ) . قله دماوند( Damavand )با 5671 متر از سطح دريا ، بلندترين قله ايران محسوب مىگردد . سبلان دومين قله بهشمار مىآيد .
( 4 ) . در اصل : جسّه