اگرچه « ابر » و « تاريك » بود ، امّا مقدارى كه مشهود مىشد ، بهشت دنيا آن سرزمين است .
[ شيرگاه ]
از « زيرآب » تا « شيرگاه » « 1 » 4 فرسخ است ، شمال مايل به مشرق .
در بين راه ، چند « پل » كه خراب نشده ، ديديم . و گوسفند « مازندران » ، چنانكه گوسفندهاى « هند » و « فرنگ » است ، دنبه ندارند . و در چنين « بيشه » و « جنگل » اين قسم گوسفند بيشتر زيست مىكند .
و گاوهاى « مازندران » ، بسيار « فربه » و « عظيم » است ، و كوهانهاى بزرگ مايل دارند .
آن شب را در « شيرگاه » مانديم .
هامش
( 1 ) . شيرگاه, ( S ? irgah )مركز بخش شيرگاه شهرستان سوادكوه استان مازندران كه در محل تلاقى رودخانههاى « كسليان » و « تالار » و سر راه پل سفيد به قائمشهر واقع شده و شهرى است زيبا و جنگلى در حاشيهء شمالى كوههاى البرز . ارتفاع نسبى آن از سطح دريا 250 متر است . اين شهر در آبانماه 1385 ه . ش .
2271 خانوار و 8611 نفر جمعيت داشته است .