روز هشتم ؛ روز دوشنبه [ 24 ذى حجة الحرام 1251 ه . ق . ]
2 ساعت از طلوع آفتاب گذشته ، قاصد « شيرگاه » شديم .
در اين روز باران مىآمد ؛ و راه خرابى بسيار داشت . اگرچه بر خيابان بوديم ، و انصاف كه اين خيابان از آثارهاى بزرگ سلاطين است . در وقتى كه خراب نبوده ، از عجايب دنيا محسوب مىشده [ است ] .
با خرابى و شكستگى ، باز اگر كسى قدمى خارج [ از ] خيابان بگذارد ، البته در گل و آب غرق خواهد شد .
سبب خرابى خيابان ، در دامن كوه ، آنچه بنده يافته اين است كه « معمار » خبط در ساختن آبرو « 1 » كرده [ و ] خيابان را چنان بنا كرده كه آب ما فوق خيابان ، بر روى خيابان مىگذرد و به زير مىريزد و اندكاندك به جهت مرور آب ، بر روى معبر خيابان خراب شده [ است ] .
اگر مجراى آب در جانب فوق خيابان « نهرى » كه احتمال آب ما فوق خيابان را توانست كرد ، احداث مىكردند كه « آب فضول » « 2 » از آنجا مىگذشت ؛ چندان خرابى به خيابان نمىرسيد .
و حال ، تعمير خيابان به سبب اينكه « مصالح قديمه » موجود است ، آسان است . در اطراف راه جنگلهاى بسيار درهم پيچيده هست ، كه چوبهاى محكم سخت دارد [ و ] براى ساختن « كشتى » و « جهاز » « 3 » و ساير آلات عديل « 4 » ندارد .
هامش
( 1 ) . آبرو, ( ab - raw )گذرگاه آب ، يعنى آب ، مجراى آب ، مسيل .
( 2 ) . فاضلاب .
( 3 ) . كشتى .
( 4 ) . نظير ، مانند .