دعوت مىكردند . بالاخره منزلى انتخاب كرديم .
در اين قريه ، به واسطهء كمى آب زراعت نمىكنند ؛ فقط چند قطعه باغ محقر و چند محوطه براى يونجهكارى دارند ، ولى خاك بسيار مستعدى است . باغات آنها هريك چند درختى دارد ، امّا همه ميو [ ه ] ها ، اگر آب باشد ، مىتوان عمل آورد .
هوايش گرم است . درختان انار دارد ، كه وقت چيدنش رسيده است . عجيبتر آنكه توت هم در درختان باقى بود . از قرار مذكور ، « كرم ابريشم » در اين قريه تربيت مىنمايند . برگ و شاخ درخت توت را اول بهار بريده و به كرم دادهاند ؛ اين برگ و ميوهء دوم است كه مشاهده مىشود .
آبادى اينجا ار شاه عباس ثانى است و اهل آن اصلا از اسراى شماخى « 1 » و گرجستان بودهاند ، كه به امر آن پادشاه در اين محل ساكن شدهاند .
چاپارخانه و رباطى از عهد صفويه دارد . كتابه [ اى ] در بالاى رباط به خط كوفى است .
از قريهء ده ملّا تا اينجا جزو قلمرو شاهرود و بسطام [ بوده ] و از اينجا جزو ايالت سبزوار و داخل مملكت خراسان است .
شب چهارشنبه ، 4 [ شوال 1300 ه . ق . ]
روانه شديم .
منزل قوافل در مزينان است ، ولى ما به داورزن مىرويم . مسافت راه 8 فرسخ است .
در رأس يك فرسخى ، چند چشمهء آب مختصر و قلعه و برجى واقع است ، كه قراولخانهء راه و به جهت دفع تاخت تراكمه مقرر بوده است .
در 2 فرسخى پل ابريشم « 2 » واقع است ، كه رودى از تحت آن از سمت شمال جارى است ؛ و در 3 فرسخى قلعه صدرآباد « 3 » و رباط محاذى آن در يمين و يسار جاده واقع [ است ] .
هامش
( 1 ) . شماخى( shamaxi )، شهرى است تاريخى در غرب باكو از توابع جمهورى آذربايجان و مركز استانى به همين نام . در گذشته مركز ايالت شروان در قفقازيه و محل حكومت شروان شاهان بود .
( 2 ) . پل ابريشم( Pol - e Abrisham )روستايى است از توابع بخش ميامى شهرستان شاهرود ، در 127 كيلومترى شاهرود و در كنار كال شور جاجرم .
( 3 ) . « قلعه و كاروانسرايى است و آبانبارى موسوم به صدرآباد كه ميرزا آقا خان صدر اعظم ساخته است . به قدر 50 خانوار سكنه دارد . آبش از قنات است . از خيرآباد شاهرود تا به اين صدرآباد مزينان همهجا خوف تاختوتاز تركمان هست . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 300 )