من چون خسته و كسل بودم ، در كالسكه خوابيدم . همراهان رفتند به تماشاى شهر . مىگفتند اگرچه كوچك است ، اما نسبت به گنجايشى كه دارد ، قشنگ و پاكيزه است . جلو تمام دكاكين ، ايوانهاى مسقف است ، كه هم از « آفتاب » و هم از « باران » محفوظ مىمانند . در اكثر جاهاى شهر ، تماثيل چدنى و سنگى ، مال سلاطين و بهادران « 1 » معروف است .
بعضى عمارات خوشمنظر ديده شد . تمام ديوار و ستونها از « سنگ مرمر » بود .
روى در و ديوار اكثر عمارات ، مجسمههاى مرمر ديده شد . بسيار خوب حجّارى كرده بودند .
جمعيت شهر 000 ، 300 نفر است . بعضى كوچهها براى گارى كمعرض است .
شوارع « 2 » عريض نيز زياد دارد ، كه دو سه كالسكه از پهلوى يكديگر مىتوانند عبورو مرور كنند .
ساعت 6 [ عصر ] ، غذا در مهمانخانه ، كه سر استاسيون است ، صرف شد .
يك ساعت بعد ، به كالسكه نشسته ، [ به ] راه افتاديم . چون شب بود ، چيزى ديده نشد . از سوراخهاى زياد و پلهاى متعدد گذشتيم . ساعت 11 [ شب ] ، دراز كشيدم .
اين قطار كالسكه ، خيلى تكان داشت . درست خوابم نبرد .
روز يكشنبه ، بيست و يكم [ محرم الحرام 1305 ه . ق . ]
صبح كه از خواب برخاستيم ، ديدم دست چپ « درياى آدرياتيك » « 3 » است . معلوم شد سه چهار ساعت است از كنار آن مىگذريم . دست راست ، اكثر « باغستان » و « تاكستان » بود . خانههاى دهاتى زياد در اين امتداد ديده شد . بسيار سست و بدنما [ بود ] . گويا اهل اينجا چندان استطاعت نداشته باشند . استاسيونها ، كوچك و بىسقف بودند . نهار مأكولى پيدا نشد .
به يك استاسيونى كه بالنّسبه بزرگتر از همه بود ، رسيديم . قدرى « مرغ پخته » و « گوشت » پيدا شد . گرفته ، آوردند در كالسكه ، خواهى نخواهى ، صرف شد . شب نيز چندان غذاى مأكولى پيدا نشد .
هامش
( 1 ) . واژهاى تركى بهمعناى شجاع و دلير به كمال و آزموده در جنگ ، قوى و پهلوان .
( 2 ) . جمع شارع : به معنى خيابانها .
( 3 ) .Adriatic sea .